چند اصل بنیادین در حقوق زنان

از دانشنامه

پرش به: ناوبری, جستجو

دانلود سخنرانی

مطالبی که بین دو ---- قرار گرفته اند دقیقا مانند حالت بیانی سخنرانی نوشته شده است . نامفهوم یا گفته نشده : (.....)

متن سخنرانی دکتر رحیم پور ازغدی

موضوع : چند اصل بنیادین در حقوق زنان

بسم الله الرحمن الرحیم


من چند تا اصل در مورد مسئله زن و ... عرض می کنم . راجع به حقوق زن و ... . اینها که می گویم هر کدام احتیاج دارد به خیلی بحث ، فکر ، مطالعه و سوالات مهمی بر آن مطرح می شود . اصل اول : جنسیت مقدم بر انسانیت نیست ( در فرهنگ اسلام ) . انسانها از لحاظ ارزشی تقسیم به مرد و زن نمی شوند بنابراین زن بودن و مرد بودن نه ارزش است و نه ضد ارزش نه به آن می شود افتخار کرد که مثلا من مفتخرم که زن هستم یا مفتخرم که مرد هستم یا شرمنده ام که من مرد هستم یا شرمنده ام که زن هستم . ارزش انسان به جنسیت او نیست به انسانیت اوست . اتفاقا من جایی این را گفتم و دوستان پیگیر شده اند که : یکی از فلسفه های حجاب همین است که زن و مرد در عرصه عمومی انسان هستند ، نه زن هستند و نه مرد و حجاب برای همین است . اگر زن حجاب نداشته باشد اولین چیزی که به چشم مرد می آید در زن انسان بودن او نیست زن بودن اوست یعنی وقتی زن برهنه در عرصه عمومی ظاهر می شود مرد ها به زنان به چشم زن فقط نگاه می کنند و فقط زن بودن او را می بینند یعنی فقط جازبه های جنسی او را می بینند . این که او انسان است مثل من اصلا در ذهنشان نمی آید ، به چشمشان نمی آید مگر مردان اهل تقوا و مردان حکیم و ... و اگر نه در توده مردم این چنین نیست . زن که برهنه به عرصه عمومی می آید : در دانشگاه ، خیابان ، تاکسی سریع توجه آنها به ابعاد زنانه او جلب می شود نه به ابعاد انسانیش . حجاب برای این است که بگوید در عرصه عمومی ما نه زن هستیم و نه مرد بلکه ما انسان هستیم ( انسانیت ما مقدم بر جنسیت ماست ). جنسیت برای داخل خانه است . هر کسی زن است یا مرد است برای همسرش زن است یا مرد است در جامعه ما نه زن هستم و نه مرد اینها خیلی مهم است . این را هم بدانید اغلب جاهایی که من یکی یکی عرض می کنم تفاوت های در مسئله حقوق و وظایف بین زن و مرد است مربوط به نهاد خانواده است در خانواده یک تقسیم کاری هست یک تقسیم وظیفه ای هست یک تقسیم اختیاراتی می شود .

اصل دوم : زن بودن یا مرد بودن ما به انتخاب ما نیست . بنابراین هیچ ارزش انسانی باز هم ندارد . چه کسی انتخاب کرده است که زن باشد و زن به دنیا بیاید و چه کسی انتخاب کرده است که کرد به دنیا بیاید ؟ چیزی که انتخابش با ما نیست برای ما نه ارزش است و نه ضد ارزش ، ما اصلا هیچ نقشی در این قضیه نداریم و خداوند در قرآن صریح می گوید : لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ .... ما به انسان فرزندان انسان ( زن و مرد ) ما برای هر کس که انسان است به او کرامت دادیم و بعد می گوید این کرامت عام است برای همه افراد بشر است اما کرامت خاص یعنی یک کرامت ویژه ای هم هست که برای همه نیست آن برای کیست ؟ آیه ای که می گوید : إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ... آن کرامت خاص هم که برای همه آدم ها نیست ملاکش باز تقواست ( جنسیت نیست ، نه زن بودن و نه مرد بودن) .بنابراین اگر قرآن و فرهنگ اسلام را می خواهید بدانید چه می گوید قرآن صریحا می گوید ارزش انسان ها یک ارزش عام ، کرامت عام است که برای همه انسان هاست و یک کرامت خاص است که برای اهل تقواست (چه زن چه مرد) . ارزش انسان به تقوا و ایمان و عمل صالح و ... است ( به زن و مرد بودنش نیست ). پس جنسیت معیار ارزش اخلاقی یا ارزش انسانی هم نیست .

اصل سوم : زن و مرد بودن ما بر اساس حکمت الهی و خلقت الهی است و حساب شده است . این آیه صریح قرآن است که می فرماید : خداوند است که می داند در ارحام ، در رحم مادر ، مذکر یا مونث ، چه کسی چه چیزی باشد و چه چیزی چرا باید باشد ---- کی چی باشه و چه چرا باید باشه ---- و همه این چیز ها محاسبه شده است یعنی خدایی که افتادن برگی را از درخت محاسبه می کند اینها همه را محاسبه می کند .

اصل چهارم : مقایسه زن و مرد مقایسه غلطی است . اصلا این که زن فلان تر است یا مرد فلان تر ، در فلان چیز زن قوی تر است یا مرد قوی تر . این مقایسه اصلا برای چه چیزی است !؟ البته گاهی ما می خواهیم زن شناسی و مرد شناسی کنیم عیبی ندارد اما گاهی می خواهیم ارزش گذاری کنیم . رقابت ، ایجاد رقابت بین زن و مرد یک رقابت انسانی و اسلامی نیست . فرهنگ اسلام رقابت بین زن و مرد نیست بلکه چیست ؟ معاونت بین زن و مرد است . قرآن صریحا می گوید و یک آیه در قرآن است که می گوید ... زن و مردها ، هیچ زنی آرزوی مرد بودن نکند هیچ مردی آرزوی زن بودن نکند . البته ممکن است که کسی بگوید مثلا الان در این شرایط شانس موفقیت زن ها بیشتر است یا شانس موفقیت مرد ها بیشتر است با زن ها خوب برخورد نمی شود و ... از این جهت ممکن است که کسی بگوید ای کاش من مرد بودم که فلان یا بعضی مردها مثلا فشار کار و چکهای برگشتی زیاد دارند می گوید ای کاش من زن بودم مجبور نبودم بروم دنبال چک و سفته و ... اینها ممکن است که کسی فشار رویش بیاید بگوید ای کاش مرد بودم یا ای کاش زن بودم اما از حیث ارزش انسانی قرآن صریحا می گوید هیچ کس فکر نکنه که مثلا ای کاش من زن بودم ای کاش من مرد بودم . این یک موقعیت انسانی و آن هم یک موقعیت دیگر انسانی ، ما دو تا موقعیت انسانی داریم باید در این دو موقعیت انسانی عمل کنیم .

این که مقایسه زن و مرد ، رقابت زن و مرد ، تضاد زن و مرد ...... تو بیشتر داری ، من بیشتر دارم ، ارث تو بیشتر است ، مال تو کمتر است و ... بر اساس فردگرایی ( به انگلیسی: individualism ) اندیویدوالیسم ، براساس اصالت میل، اصالت لذت ، اصالت نفس ، خودخواهی ، فردگرایی به وجود می آید . پس بنای اسلام ایجاد تضاد و رقابت و ... بین زن و مرد نیست بلکه ایجاد معاونت و مودت بین زن و مرد است . قرآن می گوید بین زن و مرد باید مودت باشد ، عشق یاشد ، دوستی باشد و اصلا خداوند چیزهایی در مرد کم گذاشته در زن گذاشته است و چیزهایی در زن کم گذاشته در مرد گذاشته است برای اینکه این دو تا به هم محتاج باشند و ضعف های همدیگر را پوشش دهند و خلا هم را جبران کنند. خداوند مرد را محتاج زن ، و زن را محتاج مرد مرد آفرید .

آن جاهایی که زن به مرد محتاج است خوب زن چیزهایی کم دارد که مرد دارد . یک استعدادی ، توانی ، قوایی در مرد هست در زن نیست . یک چیزهایی ، یک امکانات و قوا و استعدادهایی خدا در زن گذاشته است که در مرد نیست . جاهایی زن قوی تر است ، جاهایی مرد قوی تر است . جاهایی مرد به زن محتاج است ، جاهایی زن به مرد محتاج است ولی اینها ملاک ارزش نیست اصلا .

اینطوری نیست که در زن چیزی ، استعدادی ، توانی ، در زن قوی تر است پس زن ارزشش بیشتر است یا در مرد قوی تر است مثلا زور بازوی مرد بیشتر است بگوییم ارزشش بیشتر است . نه اینها ارزش نیست . اینها تفاوت است . تفاوت بر اساس حکمت الهی است برای اینکه اینها نیازهای همدیگر را برآورده کنند به هم محتاجند با هم بتوانند خانواده تشکیل بدهند . اصلا اگر زن و مرد از همه جهت عین هم بودند یک ساعت نمی توانستند همدیگر را تحمل کنند . باید یک جاهایی تفاوت ، حتی تضاد روحی باید باشد . از چیزهایی مرد خوشش می آید و از چیزهایی زن خوشش می آید از یک رفتاری ، پدیده هایی هر دو بدشان می آید . کارهایی هست که مرد اصلا نمی تواند آن کارها را انجام بدهد ، از نظر فیزیکی می تواند اما از نظر روحی و ذهنی و استعدادی اصلا نمی تواند انجام دهد . کارهایی است که زن از نظر فیزی ممکن است که بتواند انجام دهد اما زن اصلا برای آن کار نیست و شکنجه دادن اوست مثل این است که شکنجه اش بدهی . کارهایی است که برای مرد مناسب تر است و کارهایی است که برای زن مناسب تر است .اما اینها را که عرض می کنم اصل بعدی که می خواهم بگویم این است :

اصل پنجم : در اغلب ، در بیش از 90% ، 95% استعداد ها ، قوا ، تمایلات و نیازها زن و مرد 100% مثل هم هستند ( هیچ تفاوتی با هم ندارند ). از جمله در ارزش اصلی که مسئله رشد و ارزش پیش خداوند است ، تکامل است که در آن هیچ تفاوتی نیست . حالا درصدش رو می خواهید بگویید 5 درصد ، 6 درصد ، 4.5 درصد ، 2 درصد و ... . هر چیزی می خواهید بگویید ، بگویید . الان اختلاف هم هست .

یک تفاوت های حقیقی وجود دارد بین زن و مرد که هر کس بخواهد این تفاوت ها رو نبیند اولا خلاف عقل و علم عمل کرده است و بعد هم به مرد خیانت کرده است و هم به زن خیانت کرده است . ببینید ، در بیش از 90% استعداد ها ، تمایلات ، قوا ، توانایی ها ، ظرفیت ها ، امیال و ... عین هم هستند اما در یک چند درصد از مسائلی هست که واقعا بعضی نیروها و قوا و استعدادها در زن بیشتر است و در مرد کمتر است ، بعضی قوای دیگر هستند که در مرد بیشتر است و در زن کمتر است . نباید بگوییم که اینها نه خیر وجود ندارد و همه چیز عین هم است و مساوات ، این مساوات نیست . اگر کسی در یک زمینه قویتر است و کسی در زمینه دیگری قویتر است شما بگویید نه خیر مساوی باید عین هم باشد این خیانت است یا خدمت ؟ این خیانت است ، ظلم است ، عدل نیست . باید بپذیریم در جهاتی مرد از زن قویتر است و در جهاتی هم زن ظرفیت و توانش از مرد بیشتر است . این نه عیب برای اوست و نه ارزشی برای دیگری است . این تفاوت حقیقی است که خداوند گذاشته است که اینها بتوانند مشکلات همدیگر را حل کنند و خانواده تشکیل بدهند و اصلا همدیگر را تحمل کنند . پس تفاوتها حداقلی است ، شباهت ها حداکثری است اما باید تفاوتهای حقیقی بین زن و مرد را دید . شما بروید در مسائل پزشکان ببینید تفاوتهای زن و مردها را چه می گویند . بروید از روانشناسان بپرسید ببینید چه می گویند و چقدر تفاوت ها بین زن و مرد هست . پیش جامعه شناسان بروید و ببینید که چه می گویند . پیش دانشمندان تعلیم و تربیت بروید ببینید چه می گویند . پیش علمای اخلاق بروید ببینید چه می گویند . همه اینها قبول دارند . اصلا هیچ کس هم چیزی به ما نگوید مگر خودمان شعور نداریم ؟! مگر خودمان نمی فهمیم که زن و مرد با هم تفاوتهایی دارند ؟ شباهت حداکثری را ببینیم . تفاوتهای حقیقی که حداقلی هستند را ببینیم اما ( خواهش می کنم این قسمت را توجه کنید چون وقتی می گوییم تفاوت هست بعضی ها می خواهند از آن برداشت تبعیض و ... کنند .

یکی از اشتباهات بعضی از جریانات افراطی پیمان فمنیستی این است که وقتی می خواهند بگویند زن و مرد باید امکانات و حقوقشان کاملا مساوی باشد خیال می کنند باید تفاوتهای اینها را نادیده بگیرند و بگویند اینها عین همدیگر هستند ، فقط یکی از آنها ماده است و دیگری نر است . یکی مذکر است و دیگری مونث و اگر نه عین هم هستند و هیچ فرقی ندارند . خیال می کنند باید این را بگویند در حالی که شما می توانید بگویید : ) تفاوتهای حقیقیی بین اینها وجود دارد اما ( این اما را خواهش می کنم دقت کنید خیلی مهم است ) اما 1. این تفاوتهای حقیقی دلیل بر تفاوت ارزشی نیست که اگر در مرد چیزی قویتر است پس ارزشش بیشتر است یا در زن بیشتر است پس ارزش زن بیشتر است . 2. از این تفاوتهای حقیقی زن و مرد نباید علیه همدیگرسو استفاده کنند یعنی اگر مرد زور بازویش بیشتر است نباید از زور بازویش علیه زن سو استفاده کند ، بزند ، ظلم کند و حق او را ندهد . اگر زن با بعضی ظرفیت ها و توانایی های زنانه در مرد نفوذ دارد ، در مرد خودش نفوذ دارد یا می تواند در مردها تاثیر بگذارد از این نفوذ و قدرتش نباید سو استفاده کند . نه سو استفاده حقوقی کند و نه سو استفاده اخلاقی کند پس تفاوت حقیقی هست ولی تفاوت ارزشی به این معنا نیست ضمن اینکه زن و مرد از این تفاوتها نباید علیه همدیگر سو استفاده کنند .

اصل ششم : تفاوت حقیقی در جسم و روان و روح و استعداد و نیازها و... تفاوت حقیقی باعث تفاوت حقوقی هم می شود . ( دقت کردید چه گفتم ؟!) تفاوت های حقیقی که بین زن و مرد هست باعث تفاوتهای حقوقی هم می شود . اگر اینطور شد دیگر هر تفاوت حقوقی ظلم و تبعیض ، هست یا نیست ؟ .... نیست . آنوقت اینجا تفاوتهای حقوقی که گاهی در اسلام بین زن و مرد در بعضی چیزها هست ( اولا این را به شما بگویم فقط در اسلام نیست در همه جای دنیا این تفاوتها هست . انگار در بقیه جاهای دنیا برای زن و مرد کاملا وظایف و حقوق صد درصد یکسانی تراشیده شده است و هم فقط ما این کار را کرده ایم در حالی که اینطور نیست بروید و ببینید . حتی در این پنجاه ، شصت ، هفتاد ، صد سال پیش همه جای دنیا همینطور بوده است . اصلا زن در همین غرب که حق رای و حق استقلال و ... را مطرح می کنند : حق ارث زن ، حق رای زن ، حق مالکیت مستقل خصوصی زن اینها همه برای همین هشتاد ، نود سال اخیر است و بعضی هایش برای چهل ، پنجاه سال اخیر است و سابقه ای ندارند اینها ، اسلام است که در آن دورای آمد که دختر را زنده به گور می کردند و زن نه ارث داشت ، نه دیه داشت ، نه حق مالکیت مستقل از پدر و شوهرش داشت ، نه چیزهای دیگر و اسلام آمد مستقلا برایش حق ارث قائل شد ، حق مالکیت ، حق تجارت ، حق ازدواج را حتی زمامش را به زن داد که بدون رضایت او ازدواجش مشروع نیست و برایش حریم و حقوقی قائل شد و از او دفاع کرد و گفت حق خشونت علیه زن را ندارید . روایت از پیامبر(ص) هست که : هر کس یک سیلی به زنش بزند هفتاد سیلی آتشین در جهنم خواهد خورد و در دنیا هم اگر دست ما به او برسد ، دست حکومت به او برسد تعذیر دارد و غذابش می کنیم ، مجازاتش می کنیم اینها بحث هایی است که بوده است . در عین حال همین الان می بینیم که تفاوت هست شما همین الان در بعضی از قانون اساسی های دنیا و در غرب می بینید که هنوز رسما و مستقلا ، زن فامیلی اش ، فامیلی شوهرش است و حتی بدون (.....) شوهرش مالکیت ندارد. اسلام هزار سال پیش واسط شد و آمد برای زن حق مالکیت مستقل از پدر و شوهرش و پسرش قائل شد . برایش حق ارث قائل شد ، برایش حق حضور سیاسی قائل شد و حتی بیعت و رای ، شما می دانید بیعت که شد آقایان آمدند بیعت کردند بعد پیامبر گفت خوب حالا خانم ها بیایند . بعضی از خانم ها گفتند دیگر آقایمان به جای ما بیعت کردند یا آقایی گفت که دیگر خانمم لازم نیست بیاد خودم که آمدم دیگر او هم بیعت کرده است . وحی آمد و یک آیه در قرآن داریم که جداگانه یک جلسه مستقلی برای بیعت خانم ها قرار بدهید و خانم ها آمدند صف کشیدند پیامبر جداگانه با آنها بیعت کردند به طوری که ظرف آبی گذاشتند و پیامبر دستشان را در آن ظرف کردند و چون بیعتی بود که با مردها دست بدهند ، با خانم ها پیامبر دستشان را در آب کردند و خانم ها آمدند یکی یکی دستشان را در آن ظرف آب کردند که یعنی با پیامبر بیعت کرده اند . پیامبر گفت شما مستقل از شوهرانتان و پدرانتان حق رای دارید و بیعت می کنید و در صحنه حضور دارید و این حقوق . پس تفاوت حقوقی وجود دارد که منشع آن تفاوت های حقیقی است .

اصل هفتم : همه فقه را باید کنار هم گذاشت . همه آن را باید کنار هم بگذاریم یعنی وقتی که می گوییم ارث مرد چرا دو برابر است خوب برای اینکه آن مکتب حقوقی که می گوید ارث مرد دو برابر ارث زن این همان مکتب حقوقی است که تمام مسئولیت اقتصاد جامعه و خانواده را روی دوش مرد گذاشته است . مرد موظف است که کار کند . برای زن وظیفه اقتصادی قائل نشده است ولی حقوق قائل شده است . یکی از دوستان می گفت اتفاقا به نظر من مردها باید اعتراض کنند ، گفتم چرا ؟ گفت برای اینکه زن هیچ وظیفه اقتصادی ندارد که بعد آن یک سوم را چرا به او می دهند !؟ . خوب او که دیگر تامین است یا خانه پدرش است یا خانه شوهرش است یا هست اگر نه حکومت باید تامینش کند . زن طبق فقه اسلام مشکل مالی نباید داشته باشد باز چرا مستقلا حق تجارت و حق اقتصاد و مالکیت و ارث و همه اینها را دارد !؟ باز اسلام جداگانه برایش کنار گذاشته است . خوب همه اینها را کنار هم ببینید . مسولیت اقتصاد خانواده بر روی دوش مرد است . مرد وظیفه اقتصادی اش است که زن را تامین کند منت نمی گذارد که وظیفه اش است . اصلا اگر این کار را نکند هم در آخرت عذاب می شود هم در دنیا دادگاه باید یقه اش را بگیرد . نمی تواند بگوید من دلم می خواهد یا دلم نمی خواهد بدهم . غلط می کند دلم می خواهد ندارد که باید بدهد و وظیفه اش هم است ، منت هم نباید بگذارد این وظیفه اش است . در روایت هست که بدون توهین در شان زن باید این کار را بکند . خوب این اسلام از آن طرف کل بار را بر روی دوش مرد گذاشته است . باید اینها را در کنار هم گذاشت یا مثلا مسئله دیه که یک وقتی دوستان گفتند ، گفتم اولا که دیه به معنی ارزش انسان و ارزش جان نیست که بخواهید بگویید ارزش جان زن کمتر از ارزش جان مرد است .

دیه به معنی ارزش نیست ارزش را من عرض کردم که اگر می خواهید بدانید ارزش چیست قرآن می گوید هر کس یک تن را بکشد مَن قَتَلَ نَفْسًا ... ، نفس یعنی مرد یا یعنی زن ؟ یعنی جان ، انسان .... هر کس یک تن را بکشد گویی همه بشریت را کشته است یعنی اگر یک زن یا یک مرد یا یک بچه را بکشی ، ارزش انسان را اگر می خواهید بدانید که چیست ارزش جان یک انسان مساوی با ارزش کل بشریت است . این از نظر ارزش است . دیه برای چیست ؟ دیه برای این است که وقتی یک فرد از خانواده خارج شد حداقل جبران خسارت مالی ناشی از غیبت او در خانواده تامین بشود . من این را عرض کرده ام و دوباره هم می گویم : دیه مرد را که به خودش نمی دهند . دیه مرد را به چه کسی می دهند ؟ دیه مرد را به خانواده اش می دهند . حالا اگر مردی زرنگ باشد می گوید دیه خانمم ده برابر من باشد چون به من می دهند ، دیه او را که به خودش نمی دهند ! اگر مرد بمیرد دیه اش را در کفنش می گذارند و می گویند برو برای خودت خرج کن !!؟ . خوب هرچه دیه مرد بیشتر باشد به نفع کیست ؟ به نفع خانواده و زن است برای اینکه مرد مسئول اقتصاد خانواده است وقتی که مرد ، یکمرتبه زن و بچه اش .... مسئول اقتصاد خانواده غائب می شود و یک خلا اقتصادی درخانواده به وجود می آید . هر چه دیه مرد بیشتر باشد از نظر اقتصادی به نفع زن است . همه این مسائل را کنار همدیگر بگذارید و گفتم که ما در اسلام دعوای زن و مرد و رقابت زن و مرد را نداریم و اینها را خداوند محتاج به هم آفریده است .( خوب مسائل دیگر هم بود اما من وقتم تمام شده است .)