زن

از دانشنامه

پرش به: ناوبری, جستجو

دانلود سخنرانی

خواهشمند است اگر اشکالی در متن می بینید آن را تصحیح کنید

توضیح خودم : //- -// نامفهوم : (.......)

متن سخنرانی دکتر رحیم پور ازغدی

موضوع : زن


بسم الله الرحمن الرحیم


عرضم را با حدیثی از پیامبر اکرم (ص) شروع می کنم که کرامت زن و حریم زن را با اصل دین و فرهنگ توحیدی پیوند زدند در این تعبیر که فرومدند : [ما اكرم النساء الا كريم و ما اهانهن الا لئيم. (آيين همسردارى، ص 6)] : کرامت زن را پاس نمی دارد مگر کسی که خود بهره ای از کرامت برده باشد و جز انسان پست به زنان اهانت نمی کند . پیامبر اکرم مسئله کرامت زن و توهین به زن را بخاطر زن بودن و حل این مشکل اخلاقی و حقوقی را در جامعه بشری یکی از مسائل اصلی در فهرست رسالت خودشان قرار دادند که آنچه در قالب قرآن کریم و آیات الهی نازل شد و چه آنچه که در سیره عملی و گفتار خود پیامبر اکرم و اهل بیت سلام الله علیهم در باب زن و نقش فردی و اجتماعی او در دنیا و آخرت به او مربوط می شود .


من قبل از این که عرایضم را شروع کنم دو تا نکته به ذهنم می آید که می ترسم بعد فراموش کنم پس الان بگویم : یکی اینکه سمینارها در موضوعات مختلف از جمله در موضوع زن باید کاری کنیم که در طول هم واقع بشوند و نه بی ارتباط با هم ، یعنی اینطور نباشد که سال ها بگذرد و راجع به مسئله زن ، تعریف اسلام از زن ، بحث حقوق زن ، مسئولیت های زن در حوضه فردی و در حوضه خانواده و جامعه و در عرصه های مختلف بحث شود مجددا چند سال بعد در سمینار دیگری آن موضوع مطرح شود بدون توجه به اینکه در این بحث در سال های قبل یا ماه های قبل تا کجاها پیش آمد . قبل از انقلاب این بحث از کجا شروع شد به کجا رسید ما باید یک سیر تکاملی و طولی در این مباحث داشته باشیم . اینطور نباشد که هر چند سال یک سمینار که برگذار می شود دوباره شروع کنیم به طرح مسئله و دوباره از ابتدا همینطور سنگ بنا بگذاریم و بیاییم ببینیم در آن سمینار می شود یک بنای نیمه کاره ای ساخت یا نه . فکری باید برداشت که این نشست های علمی روی هم رفته در یک طرح جامع تعریف بشوند مثل یک پروژه کامل بشود .



توجه من حالا بخصوص به غرفه حجاب و مدل های چادر جلب شد که البته چادرهایش را من ندیدم ولی توضیحاتی که خانم (.......) دادند من به ایشان عرض کردم که ببینید ( البته الان تکمیلش می کنم ) : مسئله مد در فرهنگ ماتریالیستی ، در فرهنگ غرب با یک فلسفه مطرح می شود اما در کشور مثل ما در یک جامعه دینی رو به رشد با یک تعریف و فلسفه دیگری مطرح می شود ولی این تعریف و فلسفه دوم هم خیلی مهم است و ما این را دست کم گرفته ایم . در فرهنگ های ماتریالیستی مد مطرح می شود برای کمک به تبرج ، تبرج جنسی و اینکه زن لباسی بپوشد به نحوه ای آرایش کند و نوعی رفتار کند که در جامعه جنبه غالب شخصیتی او جنسیت باشد و مد اصلا اینطوری تعریف می شود : برای ایجاد جاذبه جنسی بیشتر در سطح جامعه و عرصه عمومی به این معنا که زن دیگر هیچ امتیازی و همیچ برجستگی شخصیتی و هیچ هنری نخواهد داشت مگر مسئله تبرج جنسی و عرضه جسم خود به نگاه های بیمار در جامعه اما ما می توانیم مد را با یک تعریف دیگری هم نسبت به آن اعتنا داشته باشیم و آن اینکه بالاخره ما یعنی حجاب برای عرصه عمومی است و زن در جامعه ، در خیابان ، دانشگاه ، در حوزه های سیاسی ، اقتصادی ، در کوچه ، خیابان ، پارک حضور دارد و حق دارد که حضور داشته باشد و در عین حال می خواهد عفت و حجاب خودش را هم حفظ کند .


درست است چادر حجاب برتر است اما این نوع چادی که الان بیشتر بین خانم های متدین ما رایج است که تقریبا یک حجاب نسبتا سختی هم هست : به این معنی که یک دست خانم ها هم همیشه باید جلوی صورتشان باشد . این که دیگر دستور اسلام نیست بلکه حجاب ایرانی است . چرا ما در این 25 سال چهار تا ، پنج تا ، بیست تا ، مدهایی طراحی نکرده ایم که چادر باشد و حجاب پوشیده و برتر باشد و همین مزایای چادر را داشته باشد در عین حال مثلا دو دست زن آزاد باشد و راه های دیگری یعنی شما در خود سنت اسلام حجاب اسلامی یا حجاب عربی خیلی از حجاب ایرانی آسانتر است . ما می توانیم در همین غرفه مد و... می توانیم کاری کنیم که همین پوشش چادر را زن مسلمان داشته باشد در عین حال دو دستش هم آزاد باشد و بتواند کار کند و راحت باشد . این هیچ منافاتی با اسلام ندارد بلکه کاملا در جهت فلسفه اسلام است .خود خانم ها باید این مد را درست کنند که عین همین چادر های فعلی همدر آن عفت و حیا و پوشیدگی زن حفظ شود و در عین حال زن راحت باشد یعنی این مشکل را که دیگر خدا و پیامبر (ص) از ما نخواسته اند . اگر مشکلی باشد دستوری باشد که در آن سختی یا کلفتی باشد خدا و پیامبرش گفته اند چه مرد چه زن می پذیریم و می گوییم در راه رشد ماست مثل : مسئله روزه و انفاق ، مسائل مختلف اما بعضی مشکلات را دیگر خدا و پیامبر که برای ما نخواسته اند اینها را ما خودمان برای خودمان درست می کنیم . من پیشنهادم این است که ( من این حجاب ها را در غرفه ندیده ام چون این چادرها الان نبودند ) باید یک فکری برداشت که این نوع حجاب هایی که چادر باشد اما دو دست زن هم آزاد باشد و راحت باشد این را باید مقداری توصیه کرد ترویج کرد که دختران جوان ما احساس نکنند که یا باید بی حجاب و بی عفت باشند یا باید همچین ریاضتی که خدا هم از ما نخواسته است تحملش کنیم چرا ؟ یک راه حل وسط عقلایی اسلامی وجود دارد که یک فکری برای این باید برداشت . چقدر خوب است حالا که این غرفه را برگزار کرده اید از همینجا شروع شود مثلا در رسانه های گروهی نشان بدهند و این قضیه پیگیری شود و اگر نقاط ضعفی دارد اصلاح و تکمیل شود . ما می توانیم از مد در فرهنگ اسلامی صحبت کنیم منتها با این هدف : که کرامت و حرمت و شخصیت و وقار و حیا و عفت زن در عرصه عمومی و در جامعه حفظ شود در عین حال زن حتالامکان مشکل اضافی به او تحمیل نشود. )



ببینید اگر گفته شده و می شود که زن هنوز در جهان سرگردان است و نمی داند جایش کجاست و بجای جایگاه انسانی و طبیعی و عقلانی و اخلاقی ، به او مدام ناکجا آبادهایی را نشان داده اند و می دهند . شاید بشود گفت که این مشکل منحصر به در زن نیست یعنی اگر زن در جهان سرگردان است علتش شاید این است که بشریت در جهان سرگردان است و یک نکته مهم که به نظر من این انحراف در غرب شروع شد و در جهان اسلام نبود و بعدا به وجود آمد : تفکیک حقوق زن از حقوق بشر است . یعنی شما حقوق زن را و موقعیت زن را از حقوق بشر و موقعیت بشر بطور کلی در هستی و در جهان چرا باید تفکیک کنیم ؟ چرا حقوق زن را جدا از حقوق بشر و حقوق بشر را جدا از مسئولیت بشر و حقوق زن را جدا از مسئولیتش و این هر دو تا را جدا از درک کلی موقعیت بشر در هستی به بحث گذاشته اند ؟ و نشان داده شده که این نوع بحث ، این نوع ورود به ورود به بحث متستت بوده و خواهد بود و به یک جمع بندی درستی هنوز نرسیده و من بعید می دانم برسد . آن نقطه انحراف تقسیم امور جهان و بشری به زنانه و مردانه است . این تقسیم امور به زنانه و مردانه یعنی نگاه جنسی به همه چیز در زندگی اصلا این تقسیم از غرب شروع شد . شما در فرهنگ اسلامی نه در کلام و الهیاتش ، نه در فقه و مباحث حقوقی اش و نه در بخصوص مباحث ارزشی و اخلاقی اش تا آنجا که به تعالی و تکامل معنوی بشر مربوط می شود اصلا تقسیم مردانه و زنانه نمی بینید . شاید در بیش از نود و پنج درصد احکام شریعت و حقوق و تکالیف و مباحث کلامی و الهیاتی تا آنجا که به انسان مربوط می شود اصلا هیچ فرقی بین زن و مرد وجود ندارد یعنی هیچ تفکیکی در قرآن و حدیث بین زن و مرد نشده است . در نود و پنج درصد احکام و وظایف و تعریف و بحث هایی که شده است موضوع بحث انسان است (نه زن است و نه مرد) و خطاب آیات الهی به ناس است . یا ایها الناس است . به انسان است . به مردم است . به بندگان خداست . به مومنین است ( چه مرد و چه زن) . موارد انگشت شمار شما در مباحث احکام ، هم مسئولیت ها و هم حقوق و مباحث اخلاقی می بینید . مواردی که از اینجا به بعد دیگر مخاطب انسان عام نیست بلکه مسئله ریز می شود و تقسیم می شود . برای اینکه از آنجا به بعد تفاوت های زن و مرد شروع می شود . واگر نه ، در نود درصد ، بیش از نود درصد مباحث زن و مرد چه فرقی با هم دارند ؟ و در فرهنگ اسلامی چه فرق گذاری اصلا بین آنها شده است ؟ تمام آن چیزی که مربوط به رشد معنوی بشر است که اصل دین برای او آمده است مسئله کرامت انسان و رشد انسان و تعالی انسان و مسائل اخلاقی و مباحث عدالت و مسئله معرفت و مسئله تقرب به خدا است . در هیچکدام از این مسائل شما فرقی بین زن و مرد نمی بینید ( نه در قرآن و نه در روایاتی که سند درستی دارند ) . زن و مرد در جامعه تقسیم نمی شوند به زن و مرد یعنی تقسیم زن و مرد یک تقسیم خانوادگی است . در خانواده است که یکی زن و یکی مرد است . ما در جامعه زن و مرد نداریم بلکه انسان داریم . و یکی از فلسفه های حجاب همین است . حجاب می خواهد زن در عرصه عمومی و جامعه و در صحنه سیاسی و علمی و اقتصادی و فرهنگی باشد البته با توافق با طرف قراردادش در زندگی یعنی شوهرش که به حقوق او تجاوز نشود و با هم توافق داشته باشند . بعد از این توافق انسانی و شرعی و اخلاقی اسلام اجازه داده است و می خواهد که زن در عرصه عمومیحضور داشته باشد ( با رعایت این مباحث ). البته نه حضور غیر لازم و نه حضوری که دوباره منجر به غلبه جنسیت بر روابط اجتماعی شود بلکه حضور انسانی تا جایی که حضور ، حضور انسانی است ( نه حضور مذکر و مونث ) این حضور جز مطالبات اسلامی است برای اینکه همینطور که مرد یک وظائف و حقوق اجتماعی دارد زن یک وظائف و حقوق اجتماعی دارد . اگر امر به معروف و نهی از منکر بر مرد واجب شده بر زن هم واجب شده است . امر به معروف و نهی از منکر یک امر اجتماعی است ( و بسیاری از این مباحث ) .



و اصلا حجاب واجب شد برای اینکه راه حضور شرافتمدانه زن در جامعه تضمین شود ( راه حضور انسانی زن در جامعه ) . حجاب در درجه اول حفاظت از زن است . حفاظت از حرمت و کرامت اوست . زن وقتی بدون حجاب وارد عرصه عمومی شود و به خیابان و پارک و تاکسی و دانشگاه و پارلمان بیاید ، هر جا که بیاید . اگر بدون حجاب بیاید . اگر برهنه و با خود آرایی بیاید فضای جنسیت برآن محیط حاکم می شود و عرصه عمومی به عرصه جنسی تبدیل می شود و مرد هم موجودی نیست که در برابر یک همچین محیطی بی تفاوت بماند و اولین قربانی این وضعیت یعنی اولین قربانی تضعیف حجاب ( بخصوص حجاب هم مرد و هم زن و بخصوص زن ) اولین قربانی اش زن است .



اسلام حجاب را آورد برای اینکه زن بتواند در عرصه سیاست و جامعه و اقتصاد ( بعد از آن توافقی که عرض کردم ) یک حضور انسانی و شرافتمندانه و اخلاقی داشته باشد . یک حضور مثبت و فعال داشته باشد . بدون او یا زن باید بماند در خانه و در هیچ فعالیت اجتماعی شرکت نکند یعنی از بعضی از حقوق و وظایف اجتماعی اش محروم شود یا باید می آید بیرون نه به عنوان انسان بلکه به عنوان ماینه بیرون بیاید ( به عنوان مونث ) . و برخوردهای اجتماعی تمام به جای اینکه تبدیل به برخورد انسان با انسان شود، تبدیل به برخورد مذکر با مونث می شود . همه برخوردها تبدیل به برخورد نرینه و مادینه می شود . نظام اخلاقی اجتماع و خانواده و کرامت زن به سرعت در معرض فروپاشی و انهدام قرار می گیرد . اولین قربانی آن زن است و بعد خانواده و بعد خود مرد و کل جامعه است و نه فقط قربانی اخلاقی ، حتی قربانی عینی ملموس اجتماعی آماری است . یعنی در جوامعی که حجاب وجود ندارد خشونت جنسی علیه زن و تجاوز به او ، اهانت به او ، تحقیر او ، هزار بار بیشتر از جامعه ای است که زن در آن جامعه حجاب و حریم اخلاقی دارد . اصلا آیه حجاب وقتی که نازل شد یک جمله ای نقل شده از عایشه همسر پیامبر (ص) که می گوید : وقتی این آیه نازل شد تمام زنان در مدینه یکمرتبه احساس شخصیت کردند . ما احساس کردیم تا به حال کسی به ما توجه نداشت و زنها وقتی که در خیابان می رفتند به طور طبیعی به آنها اهانت می شد . حتی در شان نزول همین آیه حجاب روایتی نقل شده که مربوط به همین مسئله است که وقتی می خواستند به زنان و بخصوص به زنان مسلمان که هنوز حجاب بر آنها واجب نشده بود ( چون حجاب از ابتدا واجب نشده بود ) اهانت می کردند . این آیه اصلا نازل شد برای اینکه یک خط دفاعی محکمی اطراف زن برای ایجاد حریم برای زن تشکیل بدهد . آنجا عایشه می گوید وقتی این آیه نازل شد تمام زنان مسلمان مدینه خوشحال شدند که از این به بعد بین ما و زنان غیر مسلمان یک فرقی حاصل شده و یک مرزی کشیده شد و ما فضیلت داریم . از این به بعد دیگر کسی حق ندارد در خیابان به ما نگاه غیر انسانی کند و من حریم پیدا کردم . شان نزول این آیه هم می دانید که موردی بوده : جوانی از انصار مدینه یکی نقل می کند داشته در خیابان می رفته است ، روبرو ، از جلویش یک خانمی می آید که حجابی نداشته ( حجاب هنوز واجب هم نبوده است ) یک خانمی می آید که در روایت دارد که روسری اش را به پشت سرش بسته بود که مثلا گردنش و ... کاملا دیده می شد . این جوان حواسش پرت این خانم شد و همینطور داشت نگاه به این می کرد و جولی پایش را نگاه نمی کرد بعد پیشانی یا صورتش محکم به دیوار خورد . استخوانی ، شیشه ای ، سنگی ، چیزی خورد به پیشانی او و مجروح شد و خون روی صورتش و یقه اش سرازیر شد و پیش پیامبر (ص) آمد . پیامبر (ص) دیدند صورت او خونی آلود است ، گفتند چه شده است . گفت : قضیه این است که من داشتم توی خیابان می رفتم مثلا حواسم پرت شد و اینطوری شد و بعد آنجا این آیه نازل شد ، آیه حجاب : که به زنان مسلمان بگو خودشان را بپوشانند و چشم هایشان را بپوشانند . به مردان مسلمان بگو که از انگیزه ها و مسائل جنسی مواظبت کنند و چشم های خود را فروپوشند و نگاه ها در جامعه اسلامی نگاهانسانی باشد . نگاه های برادرنه و خواهرنه باشد ( نه نگاه یک مذکر و مونث ) . آن نوع نگاه و رابطه برای داخل خانواده است ( برای زن و شوهر است ) . در خانه است که مرد و زن داریم . در جامعه مرد و زن نیست بلکه در جامعه انسان هست . حجاب یک فلسفه و پیامش همین است که ما در جامعه انسان هستیم .

این وضعیت که نگاه جنسی به امور و تقسیم زنانه ، مرانه جز صوغات های غرب است . بدون بررسی ریشه های موقعیت شناسانه زن و مرد یا انسان در هستی است . ریشه اش هم نگاه اندیویدوالیستی ( فردگرایی ) به انسان بود . در نگاه اندیویدوالیستی و لیبرال که موتور اصلی سرمایه داری خشن در غرب بوده و هست انسان یک فرد جدا افتاده است . یک موجود تیپا ( لگد ) خورده و موجودی جدا افتاده از دیگران ، از جامعه ، از خدا ، از جهان است . یک موجود تک افتاده ای که مبدا و معادش دیگر معلوم نیست چیست . در اندیویدوالیسم انسان اینطور تعریف شده است . وقتی انسان اینطوری تعریف شد یعنی من یک فردیم ، یک موجودیم (فردیت) تنها افتاده بر پاره های یک کشتی شکسته و در حال غرق و آویزان از این تخته پاره ها هستم . من به عنوان یک فرد باید خودم به نجات خودم و به منافع و لذت خودم فکر کنم ( اصالت فرد ، اصالت لذت ، اصالت سود ، اصالت تجربه ) . موقعیت من در جهان موقعیتی است که خود من دارم تجربه می کنم .

خوب شما ببینید این تفسیر اندیویدالیستی لیبرال از انسان و جهان چقدر تفسیر خشن و بی رحمانه از زندگی است . یعنی اگر انسان گفت من ( با نگاه اندیویدوالیته ) یک موجودی هستم : مبدا و معاد ندارم . از کجا معلوم نیست شروع کرده ام و به کجا ختم خواهم کرد . من هستم و تجربه من و منافع و لذت من ، يوتيليتاريانيسم ( اصالت سود ) . خوب اینجا ، از توی اندیویدالیسم کرامت انسان ، کرامت زن بیرون می آید ؟ اصلا کرامت انسان معنی دارد ؟ طبیعی است که هر کسی و هر فردی ( فرد هسته اصلی دیدگاه اندیویدالیستی است ) دنبال منافع خودش است . اگر قرار شد و گفتند این دنیا جنگل است و هر کسی هم دنبال منافع فردی خودش باشد خوب معلوم است که زن قربانی این قضیه است . زن قربانی می شود و شد . ارزش انسان به اندازه ارزش سود اقتصادی است که کسب کرد و به انداز زور بازویش و کلفتی صدایش که شد خوب معلوم است که زن قربانی است . زن له می شود . یکی از فلسفه هایی که اسلام اصلا نفقه زن را بر مرد واجب کرد همین است . البته نه با اهانت و به عنوان منت بلکه به عنوان یک وظیفه و با احترام این یک حق انسانی است که با روش شرافتمندانه باید برای زن تامین بشود و اینکه اسلام گفت زن حق فعالیت اقتصادی دارد ، حق اقتصادی دارد اما تکلیف اقتصادی ندارد . یعنی زن را نمی شود حتی برای تامین معاش خودش مجبور به کار کرد . یعنی راه استثمار اقتصادی زن را اسلام بست که فردا مرد چون زورش به زن می رسد زن را مجبور به کار ، به کار ارزان ، به بیگاری نکند . اسلام این راه را بست و گفت زن حقوق اقتصادی دارد و می تواند تجارت کند . می تواند مالکیت اقتصادی داشته باشد . می تواند تولید داشته باشد . زراعت و صنعت و همه اینها را می تواند البته با حفظ حقوق اولیه و آن کرامت انسانیش ، کرامت زنانگی ولی تکلیف اقتصادی ندارد . یعنی نمی توانید هیچ زنی را حتی برای تامین معاش خودش مجبور به کار کنید . و در عین حال با اینکه زن دیگر آنوقت نیاز اقتصادی ندارد اگر پدرش یا شوهر نتوانستند تامینش کنند حکوت باید تامین کند . نباید زن را در جامعه رها کرد و همان بلایی که متاسفانه نمی رسم توضیح بدهم آماری که چگونه زنان در غرب و بعد در کل جهان این فعالیت پیش آمد که برای زنده ماندن مجبورند تن به فحشا دهند ( مثل کارگر روزمزد ) . یعنی وقتی رها شد و گفت که زن و مرد هر کسی باید از نظر اقتصادی خودش ، خودش را تامین کند و در عین حال وظایف طبیعی که به عهده زن است مثل تولد بچه و مثل مشکلات دیگری که در این قضیه هست آنها دیده نشد و بعد اینجا معلوم است که اگر گفتی که در یک مسابقه ای ، در مسابقه اقتصادی زن و مرد در یک مسابقه اقتصادی و مسابقه نظامی گری و دعوا بر سر قدرت سیاسی هر دو بایستیم و برویم و دیگر به ما هیچ مربوطی نیست . خوب این معلوم است که به ضرر کیست . لذا اسلام ده ، بیست رده دفاعی برای زن چید و خدا و رسولش در کنار زن ایستادند و از حقوق اقتصادی ، خانوادگی ، اجتماعی و انسانی زن دفاع کردند و فرمود که ( این تعبیری که از پیامبر نقل کردم یکی از تعابیری است که از ایشان رسیده است ) هر کس به زنان اهانت کند لعیم است و پست است و در فرهنگ ما جایی ندارد و کسانی زن را اکرام می کنند و به کرامت زن اقرار می کنند که خودشان اهل کرامت باشند و خودشان شرف داشته باشند ( این موضع اسلام در این مسئله است ) . تمام احکامی که در باب زن است شما باید در این مقیاس ، در این چارچوب و جدول تعریف کنید . همه احکام را ، متاسفانه راجع به حقوق و احکام و مباحث فقهی گاهی تعابیر واژگونه می شود . من قبول دارم که در مباحث فقهی حتما باید اجتهاد شود و قبول دارم که زنان در جامعه ایران مشکل دارند . مشکلات داریم چون همینطور که در مورد خیلی از چیزها هنوز مفاهیم اسلامی یا روشن نیست یا عمل نمی شود و نشده است ولی این را بدانیم که تعابیر غلطی که از احکام و حقوق زن می شود اینهاهرچند تحت عنوان دفاع از زن و ... می شود اینها خیانت به زن است . بسیاری از اینهایی که که دقیقا دفاع از زن است در بعضی از تعابیر من می بینم اینها به عنوان ارزشهای ضد زنانه دارد مطرح می شود . مثلا فرض بفرمایید بحث حق حضانت :

این را دارند تعقیب می کنند که حق حضانت را بحث این است که باید بدهند به زن یا مرد ؟ ( من اصلا بحث فقهی نمی خواهم بکنم و اجماعی هم روی اینها وجود ندارد و روی همه اینها باید بحث شود . من الان بحث فقهی نمی خوام کنم که اصلا حضانت کودک با کیست در مورد پسر ، در مورد دختر ، تا چند ساله با چه کسی است اینها سندش چیست ؟ روایت است ؟ اجماع است ، چیست ؟ و اصلا ممکن است در اصل مسئله اختلاف باشد ( البته در بعضی جاهایش ) . ضمن اینکه برتمام احکام اسلام قواعدی مثل : لا ضرر و لا ضرار که یعنی صدمه ای نباید بخورد و قواعد کلی فقهی ما رعایت اصل عدالت و مسائل مختلف باید رعایت شود حتی اگر یک قانون مسلم فقهی هم در یک شرایطی عملا با چیزی منافات پیدا کرد آن قانون موقتا اجرا نمی شود چنان که الان بعضی از قوانین اجرا نمی شود که من مشکل را از قانون نمی دانم مشکل را از شریعت نمی دانم بلکه مشکل را از عدم تبیین درست مسئله و نهادینه نکردن و فقدان بستر سازی مناسب برای اجرای حکم می دانم . من راجع به همان توضیحش می خواهم بگویم چطور اینها اصلا به عکس تعریف می شود : ) وقتی می گویند که زن و مردی از هم جدا می شوند مثلا حضانت بچه با پدر باشد یا با مادر باشد ؟ از این تعبیر به حق می شود در حالی که حضانت حق نیست بلکه حضانت تکلیف است حضانت قبل از اینکه حق باشد تکلیف است . اینکه اسلام می گوید ( بر فرض اینکه گفته باشد عرض کردم که در اینها جای مناقشه فقهی وجود دارد که اصلا حکم دقیق فقهی در اینجا چیست ولی فرض را بر همان که مشهور شده و مشهور است بگیریم ) تا یک مدتی حق حضانت اولویتش با مرد باشد یعنی اگر زن و شوهری از هم جدا شدند و چند تا بچه مانده متولی و مسئول این بچه ها مرد باشد و این یدان معنی نیست که زن در دوره طلاق حق ندارد با بچه هایش ارتباط عاطفی داشته باشد و مرد حق دارد مانع رفت و آمد او شود . همچین حقی را شریعت به مرد نداده است . اما از آن طرف الان من از شما سوال می کنم همین واقعا به نفع زن است یا ضرر زن است ؟ زنی که از شوهرش جدا شده است و بچه هایش باید با زن باشند این زن اصلا دیگر امکان ازدواج مجدد چقدر برایش وجود دارد ؟ یعنی زن مطلقه ای چند تا بچه دارد و باید اینها را نگه دارد ؟ این زن چقدر امکان دارد برای اینکه دوباره یک زندگی جدید را شروع کند و ازدواج کند ؟ یعنی یک مرد جدیدی بخواهد با این زن ازدواج کند اگر این مثلا با دو تا ، سه تا بچه باشد با او ازدواج می کند یا اگر مسئول بچه ها نباشد با او ازدواج می کند ؟ خود سرپرستی این بچه ها ، اینها حق است یا تکلیف است ؟ اصلا ما می گوییم فرض کنیم مسئله حضانت چیزی است که( همانطور که مشهور است ) تا چند سالی مسئولیتش با مرد باشد ( که در مورد پسر و دختر هم با فرق می کند ) من بحث فقهی نمی خواهم کنم بلکه می خواهم بگویم تعبیرات غلط و واژگون و بدی که از این مسائل می شود . من اصلا جایی عرض کردم فقه اسلام یکی از ، بلکه باید گفت فمینیستی ترین فقه است و فقه شیعه بخصوص . اصلا فمینیستی محض است در تمام مسائل در کنار زن ایستاده و از حریم و حقوق زن مواظبت کرده است . در باب حضانت این مسئله به نفع زن است یا به نفع مرد است ؟

مسئله دیه ، بحث دیه می شود که چرا خون بهای مرد از خون بهای زن بیشتر است ؟ اولا در کجا ما در فرهنگ اسلامی داریم که دیه به معنی ارزش انسانی است ؟ این معنیش این است که ارزش انسانی او از ارزش انسانی این بیشتر است ؟ کشتن یک زن یا کشتن یک مرد در نگاه قرآن مثل قتل عام کل بشریت است بنابراین خون و جان هیچ زن و مردی را اصلا با پول نمی شود تعیین مبلغ کرد . دیه یا خون بها ارزش جان انسان نیست اصلا این کلمه خون بها ترجمه غلطی از دیه است به معنی قیمت انسان نیست این یک .

دوم اینکه اصلا دیه را فقها هم در موردش بحث کرده اند که دیه صرفا برای جبران حداقل خسارت ناشی از فقدان انسانی است که یکمرتبه جایش از داخل خانواده خالی شده است . دقت کردید ؟ جبران حداقل خسارت مالی ناشی از فقدان یک عنصر اقتصادی در خانواده و چون بار اقتصاد خانواده روی دوش مرد است نه زن . یعنی مرد مسئول معاش خانواده است فقدان مرد از داخل خانواده ضرر اقتصادیش بیشتر است است یا فقدان زن از داخل یک خانواده ؟ ضرر انسانیش را نمی گویم . ضرر عاطفیش را نمی گویم که یک زن وقتی یک مادر از داخل خانواده می رود خانواده دیگر اصلا متلاشی می شود . ضرر و خلا اقتصادیش را دارم می گویم . کدام خلا اقتصادیش بیشتر است ؟ معلوم است خلا آن کسی که مسئول اقتصاد خانواه است .


نکته سوم : مگر دیه مرد را به خودش می دهند و در قبرش می گذارند ؟ یعنی می گویند این آقا چون آقا بوده اند و مرده اند ، دفنش می کنیم دیه اش هم بگذار تا در آن عالم خرج کند . دیه مرد را به چه کسی می دهند ؟ به خانمش می دهند . به خانواده اش می دهند . این به نفع زن است . اگر گفتند دیه مرد بیشتر است به نفع زن است نه به نفع مرد . اگر یک مرد زرنگی پیدا شود می گوید دیه خانمم ده برابر من باشد که اگر ایشان رفت ده برابر به ما برسد . وقتی که می گویند دیه مرد بیشتر از دیه زن است این دیه مرد را به زنش و خانواده اش می دهند به خود مرد که نمی دهند . ببینید اینها در این مسئله چیزهای ابتدایی است که دیده نمی شود . این مثلا معنیش این است که ارزش زن در فقه شما نصف مرد است . واقعا اینطور است ؟ . مسئله حضانت ، مسئله دیه .... راستی راجع به دیه هم یک نکته عرض کنم که اصلا شما می دانید حالا اگر نمی دانید هم بدانید تا قبل از اسلام در غرب و شرق اصلا زن دیه نداشته است . تا قبل از اسلام زن دیه نداشته است . دیه هم عرض کردم به معنی ارزش انسان نیست و یک خسارت اقتصادی است ضمن اینکه در بعضی از موارد فقهی هم دیه زن و مرد مساوی است . همه جا اینطوری نیست که دیه مرد بیشتر از دیه زن است . جاهایی مثل دیه جرح و بعضی از جراحت ها اصلا کاملا مساوی است و بعد هم پرداخت دیه هم که یک حق نیست ، یک تکلیف و مسئولیت است باز به عهده مرد گذاشته شده است و نکته مهمش هم این است که دیه مرد به خودش نمی رسد به زن می رسد . به خانواده اش می رسد .

مثلا در باب ارث : ببینید می خواهم بگویم وقتی تعابیر غلط باشد و از زاویه بد به مسئله نگاه کنیم همه چیز خراب است . از زاویه درست نگاه کن می بینی همه چیز درست است و اتفاقا همه چیز به نفع زن است . من واقعا عقیده ام این است که فقه اسلام ، فقه شیعه البته این تعبیر را مسامحتا عرض می کنم و تعبیر خوبی نیست ولی به شدت فمنیستی است . یعنی اگر قرار باشد کسی خودخواهانه اعتراض کند مرد بیشتر می تواند اعتراض کند تا زن . در مورد ارث شما ببینید : یک تعبیر خوب دارد مرحوم علامه طباطبائی که ایشان نگاه خیلی قشنگی به قضیه می کند ..... می گوید : اگر فرض کنیم کل ثروت زمین از طریق ارث از نسلی به نسل بعد منتقل می شود . ظاهرش این است که دو سوم ( 2/3 ) ثروت زمین از طریق ارث به مرد منتقل می شود و یک سوم ( 1/3 ) ثروت زمین به زن منتقل می شود . درست است ؟ خوب حالا کل مسئولیت اقتصاد خانواده با کیست ؟ با مرد است ( البته من به بعضی خانواده ها و واقعیت اجتماعی کار ندارم . اگر در یک خانواده ای مرد خانواده نمی تواند معاش خانواده را تامین کند . یعنی نتواند به تکلیفش عمل کند یا نکند حکومت و بیت المال باید وارد عمل بشود . اصلا اسلام می گوید زن را نباید مجبور به کار کرد . البته اسلام جلوی اشتغال زن را نگرفته است و این حق را به او داده است ولی به او تکلیف نکرده است . اگر خودش بخواهد و زمینه عفت اجتماعی و حقوق و کرامتش محفوظ باشد و با شوهرش که طرف زندگی اوست هم توافق کنند که به حقوق خانواده و شوهر لطمه نخورد این زن حق دارد و شریعت راه را کاملا باز گذاشته است . شما در صدر اسلام ببینید که زنان مالکیت داشتند و تجارت می کردند . خود همسر پیامبر (ص) ، همسر پیامبر هم از خودش ثروتمندتر بود و هم اقتصادی تر بود .یعنی اصلا پیامبر (ص) تا چند مدت نان خور خانمش بود . دیگر از این بالاتر چه چیزی می خواهید ؟ حقوق اقتصادی و حق فعالیت اقتصادی دارد با رعایت این شرایط اخلاقی و انسانی اما مسئولیت اقتصادی ندارد . اسلام کل تکلیف و بار اقتصاد خانواده را روی دوش مرد گذاشته است . درست است ؟ البته گفته این جهاد و عبادت است ولی دندت نرم وظیفه ات هم هست و اینطوری نیست که بگویی خوب حالا ما چه کسی را ببینیم اگر بخواهیم عبادت نکنیم !!؟ اگر با نیت این کار را کردی که عبادت است اگر هم نکردی می بریمت به دادگاه و مجازاتت می کنیم و وظیفه ات هم است که این کار را بکنی . منتها بهتر است که نیت هم کنی که برایت ثواب هم داشته باشد ولی نیت هم نکنی باید این کار را بکنی .

به زن چه می گوید : می گوید حتی برای تامین معاش خودت هیچ کس تو را نمی تواند مجبور به کار کند . حتی برای لباست ، مسکنت ، تغزیه ات شما وظیفه ای ندارید . مرد وظیفه دارد برای شما بدون اهانت و بدون منت تهیه کند . وظیفه اش هم است و می شود در دادگاه مجبورش هم کرد .


شما ممکن است که بگویید که الان خانواده هایی هستند که زن نان آور خانواده است و راست هم می گویید . این به عنوان واقعیت اجتماعی و یک اضطرار یک بحث است ( که شما ممکن است بگویید اسلام در اینطور جاها چه گفته است ) ولی به عنوان اینکه اسلام همچین وظیفه ای روی دوش زن نگذاشته است یک بحث دیگر است ما الان در اینجا در مورد حقوق زن داریم بحث می کنیم و بحث حقوقی فقهی است اما در واقعیت خارجی اگر زن مجبور است کار کند تا معاشش در بیاید . این در درجه اول وظیفه مرد است اگر نتوانست وظیفه حکومت است که کمک کند و شما نمی توانید بگویید که چون روال قانونی در اینجا به هم خورده است پس بقیه جاها هم به همش بریزیم . این کار را نمی توانیم بکنیم . شما آن خلا را طور دیگری باید جبرانش کنید . دقت کردید چه می گویم ؟ این خلا و نقطه ضعف را که زنی با اینکه از نظر شرعی مجبور نیست کار کند ولی از نظر اجتماعی مجبور شده است که مار کند پس اینجا یک اختلالی در نظام معاش آن خانواده به وجود آمده است . عیبی ندارد اولا این زن از حیث اخروی و پاداش الهی و انسانی مقامش بالاست برای اینکه کاری که وظیفه او نیست دارد انجام می دهد که این جهاد بزرگی است . او دارد به شوهرش کمک می کند ولی در این خلا شما نمی توانید بگویید چون در اینجا خانواده من در اجرای این عمل مشکلی دارد پس کل قانون را به هم بریزیم . مثل اینکه یک ماشین در یک اتوبان که نوشته اند سرعت حداقل شصت و از شصت پایین تر نرو و ایشان ماشینش مشکل دارد و خراب است و ماشین بالاتر از پنجاه بالاتر نمی تواند برود و بعد بگوید ماشین من از پنجاه بالاتر نمی تواند برود لطفا این کل تابلو ها و قانون اتوبان را عوض کنیم که نمی شود ولی می شود گفت این ماشین مشکل دارد این ماشین را کمکش کنیم : حکومت و از بیت المال و بقیه باید کمکش کنند ) یک سوم ( 1/3 ) ثروت زمین مستقل از طریق ارث به زن داده می شود بدون اینکه هیچ چیزی از زن بخواهند این را شما دقت کنید . یعنی می گویند یک سوم کل ثروت زمین بدون هیچ مسئولیتی از طریق ارث به زنان منتقل می شود یعنی برای خود زن است دقت کردید ؟ هر کار مشروعی که بخواهد می تواند با این پولش انجام دهد . مرد نمی تواند زنش را مجبور کند که از بابایت به تو ارث رسیده است و این را بده به من و می خواهم خرج خانواده کنم . نمی تواند بگوید . یعنی البته این نمی تواندهایی که ما می گوییم بحث های حقوقی است و اگر نه از نظر انسانی و اخلاقی در خانواده فقط که با قانون نمی شود زندگی کرد .این را به شما بگویم اصلا اساس خانواده بر قانون نیست بلکه اساس خانواده بر اخلاق و محبت و عشق متقابل است . مگر می شود با قانون خانواده را اداره کرد ؟ قانون بدرد وقتی می خورد که خانواده دارد متلاشی می شود . قانون برای وقتی است که خانواده دارد سقوط می کند . و اگر نه آن خانواده ای دارند درست مثل انسان زندگی می کنند اصلا به همدیگر که نمی گویند قانون چیست !؟ چند وقت پیش تر در تلویزیون دیدم یه آقا و خانمی جوانی آمده بودند این بحث های روانشانسی خانواده بحث می کردند که البته این بعضی جاها هم هست واقعا ، خانم می گفت دعوایمان بر سر این است که شوهرم به من می گوید که وظیفه تو است که برای من صبحانه بیاوری و بعد آقا هم می گفت که من ناراحتی ام این است که چرا خودش با کمال میل نمی آورد و صبحانه را می آورد می اندازد جلوی من و می گوید که وظیفه من نیست ولی برایت آوردم . خوب مگر خانواده با وظیفه و ... اداره می شود ؟! بر اساس وظیفه بله همان که خانم دکتر قبل از من فرمودند همین است یعنی اسلام گفته است زن را از نظر فقهی حقوقی (حالا این خیلی جالب است ) نه بیرون خانواده مجبور به کار می شود و نه در داخل خانواده مجبور به کار می شود و فقط باید بشیند . این که می گویم فقه اسلام فمینیستی ترین فقه با این دیدگاه است همین است . یعنی از فقه اسلام بپرسی این خانم ها چه کا باید بکنند (یعنی از نظر تلاش اقتصادی و اجتماعی چه وظیفه ای دارند ) ؟

بیرون خانواده باید برود و کار کند ؟ اسلام می گوید خیر نباید کار کند ( اگر خواست می تواند اگر نخواست هم نمی تواند ، وظیفه ندارد )

می گوید برای معاش خودش چطور ؟ اسلام می گوید نه وظیفه او نیست وظیفه تو است .

بعد مرد می گوید اقلا به بچه اش شیر بدهد ؟ اسلام می گوید نه آن را هم وظیفه ندارد و حتی در فقه ما می گوید اگر مادر به بچه خودش هم شیر می دهد می تواند از شوهر مطالبه دستمزد کند و بگوید به شرطی به بچه ام شیر می دهم که برای این زحتمی که می کشم پول بدهی .


خوب یک بار بحث حقوقی و فقهی می کنید فقه اسلام این است . یعنی زن مطلقا در حرمت و کرامت و آزادی کامل ( دقت کردید ؟ ) هیچ چیزی از او نخواسته است به عنوان اینکه باید بدوی و کار کنی و... ولی همین اسلام که از نظر حقوقی و فقهی هیچ چیزی بر زن لازم نکرده است مگر بحث حقوق جنسی زن و شوهر و مسئله تمکین که اصلا مبنای قرارداد تشکیل خانواده آن است ( از نظر فقهی می گویم ) ولی مازاد بر آن خود اسلام می گوید خانواده را فقط با قانون که نمی شود اداره کرد . قانون کف //- کف از نظر سطحی -// خانواده است .


اصل حجم زندگی در خانواده مسئله اخلاق و محبت و مسئولیت شناسی و انسانیت است . آنوقت توصیه هایی که در آنجا می شود : که زن با مردش چطور رفتار کند . مرد از بیرون که می آید زن به استقبالش برود و به خودش برسد . خودش را معطر کند . خودش را آرایش بکند . راجع به مرد هم همینطور : به خودش باید برسد ( روایات اینطوری ) اینکه جهاد زن خوب رسیدگی و برخورد درست با شوهرش است . اینها هم هست . اینها البته هیچکس نمی تواند زنش را به دادگاه ببرد و بگوید این خانم من به این چیزها هیچکدام عمل نکرد . دادگاه و قاضی می گوید عمل نکرد که نکرد او وظیفه قانونی ندارد ولی وظیفه اخلاقی و انسانی دارد برای اینکه بتوانند زندگی کنند . اصلا آخرت حسابش جدا ، برای اینکه خود زندگی در دنیا قابل تحمل شود . زن وشوهر که نمی توانند با قانون با هم زندگی کنند .

ببینید مسئله ارث این است : اسلام مرد را مسئول کل اقتصاد خانواده کرده است . خوب ؟ ولی کل ثروت را از طریق ارث به مرد منتقل نمی کند . ثلث ( یک سوم ( 2/3 ) ) کل ثروت زمین از طریق ارث مستقیم به زنی منتقل می شود که هیچ مسئولیت اقتصادی ندارد . یعنی مال خودش است و هر کاری که بخواهد می تواند با آن انجام دهد ( از نظر حقوقی ) حالا اینجا اگر قرار به اعتراض باشد چه کسی باید اعتراض کند ؟ مرد می تواند بگوید شما کل مسئولیت و بار اقتصاد خانواده را بر روی دوش من انداخته اید خوب پس کل ثروت و سرمایه را هم دست من بده که سر به سر شود و اسلام می گوید نه . دو سوم ( 2/3 ) ثروت زمین به تو منتقل می شود و با این دو سوم ( 2/3 ) هم هرکاری دلت بخواهد نباید انجام دهی و در مورد خانواده مسئولیت داری . یعنی این دو سوم ( 2/3 ) هم باید خرج همان خانم ، بچه ها کنی . فرض کنید نصف کل این ثروت که دست مرد است مرد شخصا نصفش را خرج خودش کند که همچین مردی پیدا نمی شود و بعید است پیدا شود که مثلا نصف کل پولی که دستش است خودش تنهایی بخورد و نصفش را خرج خانواده اش و بچه اش و... کند . همچین مردی نیست و بعید می دانم اگر مرد هم هست انسان نیست . ولی فرض کنیم اینطوری باشد یعنی کل ثروتی که متصدی آن مرد است نصفش را خودش تنهایی برای خودش مصرف کند . یعنی یک ثلث را برای خوش و یک ثلث را برای خانم و خانواده اش مصرف کند . آنوقت سهم زن در مصرف چطور شد ؟ دو سوم ( 2/3 )یعنی به عنوان تصدی ، متصدی دو ثلث ثروت زمین از طریق ارث متصدی و مسئولش مرد است نه مصرف کننده .... دقت کردید چه شد ؟ متصدی و مسئول دو سوم ( 2/3 ) این ثروت از طریق ارث مرد است مرد مصرف کننده دو سوم ( 2/3 ) آن نیست یعنی به او دو سوم ( 2/3 ) آن را می دهند به اصافه این تکلیف ها اما به زن یک سوم را می دهند بدون هیچ تکلیفی بهد به مرد می گویند از آن دو سوم (2/3 ) باید خرج زن و خانواده خود هم کنی . پس ظاهرش این است که دو سوم ( 2/3 ) ثروت زمین از طریق ارث به مرد و یک سوم ( 1/3 ) آن به زن منتقل می شود واقعش چیست ؟ تقریبا به عکس است . از اینطور مسائل نگاه کردن به مسئله احکام که اینها برای دوره قدیم بوده است الان دوره جدید با زن چه کار کرده اند ؟! زن رها شده است .

در رستورانی در یکی از کشور های غربی ( این صحنه را من خودم دیدم ) که زن و شوهر آمدند سر یک میز نشستند و شامشان را خوردند بعد بلند شدند خانم و آقا جدا ، جدا حساب کردند . یعنی خودم دیدم .. خوب روابط این است . این کرامت زن و حقوق زن و عاطفه و خانواده و انسانیت حتی بر سر یک شام هم که با هم آمده اند بیرون جدا ، جدا هر کسی باید پول شام خودش را بدهد . اینها چطور خدمت به زن است من نمی دانم !

ارث هم به شما بگویم : تا قبل از اسلام در شرق و غرب دنیا زن اصلا ارث نمی برد بلکه اسلام ارث زن را به وجود آورد و تثبیت کرد . سیستم های حقوقی غرب و شرق را بروید و ببینید از یونان و بربرها و چین و ایران و ... بروید و ببینید و بعد ارث برای زن بدون مسئولیت اقتصادی آمد و اینکه بنابراین طبق قانون اسلام زن از نظر اقتصادی تامین است و باید تامین باشد ولی در عین حال حقوق اقتصادی و ... را دارد به اضافه اینکه ارث هم عرض کردم همه جا همینطور که در مورد دیه همه جا دیه مرد بیشتر از زن نیست ارث هم همینطور است و همه جا ارث مرد بیشتر از زن نیست بلکه در جاهایی از آن تقسیمات ارث که جزء بحثهای تقریبا پیچیده فقه هم هست آنجا سهمشان مساوی می شود و حتی در بعضی از موارد هست که سهم ارث یک زن از سهم ارث یک مرد بیشتر هم می شود . در بعضی از موارد فقه این هم هست . همه موارد دیگر هم اینطور است .

هممین بحث الرجال قوامون علی النساء که فرمودند . مسئله قوام بودن یعنی چه ؟ قوام یعنی متصدی و مسئول . بسیاری از چیزهایی تحت عنوان اینکه اینها بحث های دوران سنت است و باید آن را عوض کنیم . اول کمی فکر کنید عیب ندارد می خواهید آن را عوض کنید اول کمی فکر کنیم بعد ببینیم که اصلا چرا باید چه چیزی را عوض کرد و بعد هم به شما بگویم مباحث حقوقی و ... چیزهایی نیست که بشود آن را آزمایش کرد و بگویی حالا یک سی سالی به شکلی آزمایش کنیم . مثلا مسئله حجاب ، مسئله ارث و... را سی سال به شکلی آزمایش کنیم بعد اگر دیدیم غلط است درستش می کنیم . اصلا اینطوری نمی شود . اینها چیزهای یک بار مصرف است یعنی اگر یک بار استفاده کردی و غلط از آب در آمد نمی توانی اصلا جبرانش کنی و جامعه از دستت خارج خواهد شد . مسئله حجاب ( من در جلسه دیگری هم عرض کردم ) بحث حجاب را مثلا اولا حجاب مربوط به عرصه عمومی است نه عرصه خصوصی بنابراین قانون بردار است و اینطوری نیست که حجاب مسئله شخصی من است چرا دخالت می کنید !؟ مسئله شخصی شما در خانه تان است . در خیابان و پارک و دانشگاه اینجا عرصه عمومی است و می شود قانون گذاشت منتها قانون باید عاقلانه و عادلانه باشد و آنجاهایی که اتفاقا این مسئله رعایت نشد تحت عنوان کرامت زن و آزادی و حرمت زن و ... مطرح شد و در همه موارد کلاه زن را در درجه اول برداشتند یا مثلا این بحث که حجاب واجب نباشد و زن ها حجاب را کنار بگذارند و عرض شود که چیزی هم عرض کردم نقل می کنند که من نفهمیدم این سندش چه هست اصلا که الانسان حريص علي ما مُنِعَ که اگر جلویش را بگیری و منع کنی بیشتر حریص می شوند آزاد بگذار هیچکس دیگر ... نمی دانم این دیگر چیست و از کجا آمده است !؟ خوب در تمام جوامعی که منع نیست یعنی حجابی وجود ندارد بروید و ببینید حرص جنسی کمتر شده یا بیشتر شده است ؟ یعنی در جوامعی که حجاب وجود ندارد و عفت و حیا بین زن و مرد نیست آنجاها که تجاوز جنسی و خشونت جنسی علیه زن و ایضا و آزار جنسی علیه زن که خیلی بیشتر شده است تا جوامعی که این مسائل کمتر است . حتی آن زنانی که به اصطلاح آمده اند در موقعیت های نسبتا بالاتر اجتماعی مطرح شده اند : عرض کردم جایی داشتم می خواندم خانمی مثلا در کل نظامیان ( حالا این آمریکا بود که داشتم می خواندم . آن کشوری که داشتم گزارشش را می خواندم آمریکا بود ) آمریکا توانسته است به مراتب بالای نظامی برسد و ژنرال شده است . بعد با این خانم ژنرال بحث می کرد راجع به مسائل مختلف کشوری و امنیتی و... و بعد در آخر از او پرسید که شما راجع به مسائل شخصی خودتان بگویید و شما بزرگترین مشکلتان در زندگی چیست ؟ گفت بزرگترین مشکل شخصی من مزاحمت های جنسی همکاران و بخصوص فرمانده ها و روئسای من است . یعنی این خانم تا ژنرال هم که شده است هنوز این مشکل را دارد .... خودش پلیس است و مسئول امنیت است اما بزرگترین مشکل خودش این است که امنیت جنسی و اخلاقی ندارد . شما در عرصه عمومی رعایت نکردی و نتیجه اش این می شود . کجا خشونت جنسی علیه زن کمتر شده است در جامعه ای که هر 8 ثانیه یک تجاوز جنسی صورت می گیرد این قانون درست است که اگر حجاب نباشد خودشان بعد دیگر نگاه نمی کنند و کاری ندارند ؟! بله اینها شبانه روز مشغول ارضا و همین کارها هستند طبیعی است که دیگر نیازی ندارد بیاید در تاکسی و خیابان نگاه بدی به یک خانم کند . این را نیاز ندارد ولی نباید اشتباه بگیرید . مسئله این نیست که آنجا چون در جوامعی که حجاب نیست که در 95 درصد ، 99 درصد جوامع دنیا همینطور است . ببینیم که مسئله خشونت جنسی علیه زن ، تجاوز و حرص و این مسائل کمتر شده یا بیشتر شده است ؟ می گویند شما آزاد بگذارید حرص دیگر نیست . می گویند ببینید در فلان کشورهایی که حجاب نیست در تاکسی و خیابان و... نگاه بد به خانم ها نمی کنند . آنجا نگاه بد نمی کنند برای این است که یکسره مشغول همین کارها هستند و دیگر احتیاجی ندارند یعنی انگیزه ای برای این کار وجود ندارد . اینها توهماتی است که درست می شود و به نظر من بخشی از آن هم سازماندهی شده است . تمام این کلمات فقهی ودینی را من عرضم این است که یک بار دیگر درست بررسی کنیم که معنایش واقعا چیست ؟ ببینیم اینها چقدر و کدامشان به نفع زن است و کدامشان به نفع مرد است .

اولا من بعضی مسائل دیگر هم در اینجا یادداشت کرده بودم بحث طلاق و شهادت و... را که چون فرصت نیست به آنها نمی رسم . اینها همه را من برای هر کدام مواردی آورده بودم توضیح دادم که چرا اینطوری است و چرا واقعا اینها به چه دلیل به نفع زن است و چرا اینها را بعضی ها برداشت های سو از آن می کنند و تفسیرهای غلطی از آن می شود .

در بحث فمینیسم یکی از دوستان می پرسید که این نحله های مختلف فمینیستی مثل فمنیسم لیبرال ، فمینیسم سوسیالیست ، فمنیسم رادیکال ، فمنیسم مارکسیستی ، فمنیسم اگزیستانتیالیستی حتی ، تا برسد به حتی فمینیسم انجیلی تا جریانات افراطی فمینیسم این تنوع و تذبذب در جریان فمینیستی را چطوری تفسیر می کنی ؟! یعنی فکر می کنی علتش چیست که در دیدگاه فمنیستی این همه تناقض وجود دارد ؟ و چرا دست با دامان مکاتبی شده اند که بعضی از این مکاتب برای از بین بردن همدیگر بوجود آمدها اند ؟ یعنی مثلا لیبرال و سوسیالیسم مثل آب و آتش هستند و با هم اصلا سازگار نیستند . چرا مباحث و جریان حقوق زن و جنبش های زنانه به هر دو تای اینها متوسل شده اند ؟ چون فمینیسم یک مکتب نیست . فمینیسم یک ایدئولوژی است یک مکتب نیست . فمینیسم یک جنبش اجتماعی است که به مکاتب مختلف و گفتمان های مختلف متوسل شده که از آنها کمکی بگیرد و فرجی حاصل شود که نشده است و در همه اینها به بن بست رسیده است . به نظر من مشکل اینها این بوده است ( یعنی الان هم همین است ) که چطوری می شود عفت زن و عزت زن توعمان رعایت بشوند . یعنی به حقوق اجتماعی و شان اجتماعی زن در عرصه عمومی ( سیاست و اقتصاد و حوزه های مختلف ) به او ستم و اهانت نشود یعنی عزت و کرامت زن حفظ شود و در عین حال عفت زن حفظ شود . مسئله اصلی این است و این مشکل به نظر ما هیچ راه حلی جز فرهنگ اسلامی ندارد البته با اجتهاد و با تهجر زدایی و این عادات و سنبل های قومی و ایرانی و اینهایی که قاطی اسلام شده و به ما به نام اسلام غالب شده و ما خیال می کنیم اینها جزء اسلام است .

خیلی مشهورات در مباحث فقهی و کلامی وجود دارد که اینها هیچ سندی در اسلام ندارد یا اگر دارد اهمیتش آنقدری که در افکار عمومی ما مهم است در خود اسلام اینقدر مهم نیست یکی از مشکلات ما ( فرهنگ اسلامی در جامعه ) این است واقعا . یک چیزهایی که خود دین راجع به آن مثلا صد درجه تاکید کرده در ما مسلمان ها تاکید به آن یک درجه است . یک چیزهایی که دین روی آن یک درجه تاکید کرده است در ما صد درجه روی آن تاکید می شود . این معلوم نیست از کجا آورده ایم . یک اسلامی خودمان برای خودمان همینطور می سازیم . شما ببینید در قرآن و روایات سیره معصومین و اولیا دین که اینها در چه مسائل و چه حوزه هایی چقدر تاکید داشته اند به همان اندازه که تاکید بوده شما هم باید به همان اندازه روی آن حساس باشید ( نه کمتر و نه بیشتر ) اگر کمتر و بیشتر شد آن اسلام یک اسلام کاریکاتوری است . یک بار من جایی عرض کردم کاریکاتور دروغ نیست منتها چون مبالغه آمیز است و ابعاد را درست رعایت نمی کند و تناسب را رعایت نمی کند مزحک می شود . تناسب اسلام در مسائل احکام و عقاید و اخلاقش باید رعایت شود تا مزحک از آب در نیاید .

در قضیه فمینیسم که عرض کردم یک مکتب نیست بلکه یک گفتمان و یک جنبش اجتماعی است و هنوز هم تعریف نشده است . حتی من یادداشت کرده بودم فرصت نشد اینجا عرض کنم که چهره های برجسته ای که به نام فمینیسم شناخته اند مثل ربی کاوس ، ریکی راندال ، روزالین دلمار ده ، بیست مورد از اینها را یادداشت کرده بودم که اینها صریحا خودشان می گویند که ما ( که چهره ها و تئورسین های اصلی فمنیسم در دهه های اخیر در غرب هستند ) صریح می گویند که ما خودمان نمی دانیم که فمینیسم چیست !؟ ولی می دونیم که چرا این مسئله را مطرح کردیم . این را می دانیم چرا مطرح کردیم ولی نمی دانیم چیست . عین عبارتش این است :

من خود هیچگاه نتوانستم بفهمم که فمینیسم به چه معناست . بسیار دشوار است عقاید اساسی را مشخص کنیم که دست کم بعضی از کسانی که خودشان را فمنیست می دانند با آنها مخالفت نکنند و حداقلش این است بگوییم زنان به دلیل جنسیتشان نباید به آنها ظلم بشود .

اگر فمنیسم این است و به این معنا باشد این حتما یک مطالبه مشروع اسلامی است که زن بخاطر زن بودنش نباید به او ستمی شود اما اینکه ظلم و عدالت چیست ؟ حقوق بشر چطوری تعریف می شوند (چه مرد و چه زن ) ؟ و وظایف و مسئولیت های آنها چطور طبقه بندی می شوند ؟ این مسئله ای است که باید روی آن با تک تک دیدگاه هایی که به نام دفاع از زن وارد عرصه می شوند یا به نام تحقیر زن وارد عرصه می شوند باید با هر دو جریان افراطی وارد گفتگو و مباحثه شد و اتفاقا در این حوزه شما یک مکت حقوقی روشن اکادمیک علمی به نام فمنیسم ندارید . یعنی خود چهره های برجسته فمنیسم در باب اینکه زن چه حقوقی و چه وظایفی دارد کاملا به همدیگر درگیرند و اختلاف دارند . از فمینیست های انجیلی که به انجیل پناه بردند که دنبال تصویب قوانینی برای جلوگیری دینی از استثمار زنان و دفاع از نیازهای خاص زن و خصائل ملازم مادر بودن که زن را از مرد بودن متمایز می کند بودند تا جریانات نو فمنیستی که در پنج ، شش دهه اخیر بوجود آمدند که حتی از اینکه ما باید اعانه بدهیم برای اینکه خانواده ها تشکل شوند و محکم بمانند دفاع کردند و الان هم می دانید در غرب مشکل فقدان خانواده دارد بوجود می آید . یعنی دیگر خانواده ای وجود ندارد تقریبا . بعضی از حکومت ها حاظر هستند سوبسید بدهند که خانم ها بچه به دنیا بیاورند و سوبسید بدهند که مرد و زن همدیگر را تحمل کنند . چهار سال ، پنج سال در یک خانواده با هم زندگی کنند . الان بعضی از کشورها با مشکل بحران جمعیت جوان روبرو شده اند و دولت اعلام کرده است به شما سوبسید و کوپن می دهم چهار سال همدیگر را تحمل کنید ( زن و شوهر ) چهار سال فقط همدیگر را تحمل کنید یک بچه به دنیا بیاید برسد به سه سالگی بعد ما تحویلش می گیریم و اینها چهار سال هم همدیگر را تحمل نمی کنند وقتی که حقوق و وظایف زن و مرد دیگر از مسیر و روند توحیدی و الهی و انسانی آن خارج می شود زن و مرد به هم دیگر به چشم دو تا دشمن ، دو تا رقیب و دو تا موجودی که من چه کار کنم او نتواند مرا استثمار کند و من بتوانم او را بیشتر استثمار کنم و چون البته مرد زورش بیشتر است معمولا هم زن خیلی اوقات مظلوم واقع می شود . بعد زن می رود طور دیگری و خارج از خانواده جبران می کند و نتیجه آن این است یعنی خشونت علیه زن و مسائل مختلفی که در همه جای دنیا وجود دارد .

این که وقتی از حقوق و وظایف زن تعریف مشخص علمی و درستی نبود قضیه اینطوری می شود . آنوقت حتی عرض کردم الان این بحث جریانات فمینیستی برای مبارزه با سقط جنین و مبارزه با همجنس گرایی و دفاع از تشکیل خانواده به مفهوم دینی و سنتی و مسیحی آن بوجود می آید تا جریانات فمینیستی که صریحا می گویند و یعنی عبارت های آنهاست که : تاکنون زنان فرزند به دنیا آمرده اند چرا پس از این مردان بدنیا نیاورند !!؟ اینها دیگر عین عبارت های آنهاست . می گویند فقط در مباحث حقوقی به زن ظلم نشده بلکه در حوزه زیست شناسی هم به زن ظلم شده است . چرا من به عنوان زن باید نه ماه بچه را با خودم حمل کنم و مشکلات آن را تحمل کنم ؟ چرا مردان نباید تحمل کنند !!؟ این نگاه کج به صحنه زندگی در جامعه ای که به زن از همه طرف ستم می شود و تحقیر می شود آنوقت او در همه چیز حتی در بیولوژی هم مجبور است شک کند . من واقعا عقیده دارم جنبش های فمینیستی در غرب اغلبشان قابل توجیح هستند که چرا بوجود آمده اند . موجه هستند البته نه این که درست هستند ولی موجه بودند منتها بعد به افراط کشیده می شوند . گروه های تروریستی زن بوجود آمد که می گفتند در جلسه های مردانه بمب بندازیم . گروه ترورسیتی جوراب قرمزها در نیویورک یکی از کارهایش این بوده است . گروه ترورسیتی بود و می گفتند هر جلسه ای که مردها هستند شناسایی کنید در آن یک بمب بیندازیم و این کار را چند بار کردند . شعار آنها این بود که ازدواج با مرد خیانت است و یعنی ملحق شدن به دشمن است . طبیعی هم است در جامعه ای که مرد به زن به چشم یک کالای جنسی نگاه می کند و او را استثمار و تحقیر می کند و برای او حرمت الهی قایل نیست معلوم است که این مباحث هم پیش می آید . این را مقایسه کنید با فرهنگ اسلامی که در راویات ما دراد که فرمود مرد و زن معین همدیگر در مسیر دنیا و آخرت هستند یعنی فرمود بزرگترین سعادت برای یک مرد یا یک زن این است که همسر او مرد یا زنی باشد که بتوانند با همدیگر معاونت و کمک کنند برای اینکه زندگی دنیا را یک زندگی شرافت مندانه انسانی داشته باشند و یک آخرت انسانی داشته باشند . برای همدیگر سکن و مایه سکونت و آرامش باشند و برای هم لباس و پوشش باشند .

سوال : لطفا بفرمایید با توجه به اینکه جمع از عزیزان موثر و مسئول در جلسه حضور دارند چرا در خصوص مد سازی و فرهنگ سازی در ارتباط با حجاب برتر فعالیت خاصی از قبل موردی که در آئین نامه های انضباطی دانشگاه ها درج گردد صورت نمی گیرد ؟


این هر دو تا کار به نظر من توعمان باید انجام شود . یعنی ما از یک طرف باید تبعین کنیم برای جامعه و بخصوص برای دختران جوان و خانم ها که اسلام راجع به مسئله زن و مسئله شخصیت اجتماعی او چه نگاهی دارد و اگر حجاب واجب شده به چه معنا و با چه استدلالی واجب شده است . هم توضیح داده شود و هم در عرصه قانون گذاری که مربوط به عرصه عمومی است واقعا کوتاهی نشود و در عین حال آن مسئله مد را که گفتم واقعا من عقیده ام این است . یعنی مد در فرهنگ ( عرض کردم ) سرمایه داری کمک به تبرج زن است . لباس هایی بپوشی طوری آرایش کنی کاری کنی در خبابان و در عرصه عمومی که فضای جامعه یک فضای جنسی باشد و تنها ارزش زن ارزش جنسی او باشد اما ما می توانیم در فرهنگ اسلامی و جامعه اسلامی مد داشته باشم با همین تعریفی که عرض کردم . یک ابتکاری کنیم و کارهایی کنیم که حجاب زنانه ضمن حفظ همین عفت و... راحتتر شود . حجاب راحت و در عین حال پوشش کامل و در این قضیه هم به نظر من باید هم سرمایه گذاری شود هم فکر شود.

من یک بار دیدم در تلویزیون های بعضی از کشورهای عربی اتفاقا این هست . یعنی برنامه ای دارند که حجاب های اسلامی که همه آن هم حجاب اسلامی پوشیده است . انواع مدل های آن را داشت .... به نظرم تلویزیون المنار برای حزب الله لبنان بود یک بار دیدم . چرا ما این کار را نباید داشته باشیم ؟


توضیح باید داد ، من به شما بگویم هیچ قانونی اسلامی را نمی شود جدا از اخلاق و معارف و تبعین و استدلال آن و مستقل از معارف و اخلاقیات و ارزش های انسانی آن اجرا یا درست اجرا کرد . ما نمی توانیم بگوییم توضیح استدلالی راجع به حجاب نمی دهیم و با بچه هایمان صحبت نمی کنیم و راجع به انسانی و اخلاقی هم صحبت نمی کنیم . راجع به حقوق معنوی و مادی آنها هم صحبت نمی کنیم ولی فقط قانون حجاب و از اسلام فقط یک حجاب آن هم به شکل قانون مانده است و هیچ چیز دیگر نیست . اینها نیست واقعا یعنی یکی از آن حجاب است این یکی هم ما باید درست تبعین کنیم و توضیح دهیم .

سوال : اگر کسی ازدواج نکرده باشد آیا حکومت از نظر فقهی وظیفه ای در قبال پرداخت هزینه زندگی او دارد ؟ تکلیف او از نظر اقتصادی چیست ؟

ظاهرا همینطور است . ببینید یک گاه بحث اضطرار است یعنی یک زنی مانده و کسی هم نیست که او را تامین کند و مضطر می شود ، اسلام راه فعالیت اقتصادی برای زن را که نبسته است بلکه باز گذاشته است و اگر در شرایطی اینطوری هم قرار گرفت بر همان زن واجب هم می شود که خودش ، خودش را تامین کند اما این از تکلیف سه گروه کم نمی کند : اگر این زن پدر و شوهر و پسر ندارد و یعنی کسی نیست که وظیفه حقوقی در برابر او دارد بدون اهانت باید تحملش کند که این تعبیر در روایات هست و در حد شان خودش باید رعایت کند . در حد شانی که دارد چون این مسئله هم یک مقدار عرفی است و جامعه به جامعه و حتی خانواده به خانواده فرق می کند . شما کارهایی است که اگر در یک خانواده انجام دهید طبیعی است اما اگر در یک خانواده دیگر انجام دهید غیر عادی است . این نوع عرف خانواده ها و شهرها و جوامع و روستاها با هم فرق می کند ولی در آن حد شان عرفی آن باید رعایت شود .

اگر زنی بود که هیچ مردی که متصدی اقتصاد او باشد وجود ندارد در اینجا اسلام مسئولیت را هم بر بیت المال یعنی حکومت اسلامی گذاشته است و حکومت باید او را تامین کند و هم بر ثروتمندان و اغنیائی که در فایل و بستگان و محل و قبیله و قوم او وجود دارد و اینها هم مسئولیت شرعی دارند . این واجب کفایی بلکه گاهی واجب عینی می شود که واجب کفایی هم می دانید که واجب عینی است تا قبل از اینکه هدفش تامین شود و فرقی نمی کند . بر همه آنها ، بر همسایه و دوست و همکار آنها واجب است که بدون اهانت و تحقیر کمک کنند و البته مسئولیت اصلی با حکومت است .

آیا با توجه به اینکه از زن مسئولیتی در داخل و خارج خانه خواسته نشده مقام زن در تامین مسائل جنسی پایین نیامده است ؟

اولا نگفتیم مسئولیت خواسته نشده بلکه مسئولیت خواسته شده ولی اجبار حقوقی و دادگاهی نشده است . اما در باب مسئله جنسی مرد و زن هر دو نسبت به همدیگر وظایف جنسی دارند . یعنی اگر اسلام می گوید شهوت و مباحث جنسی را در جامعه و در سطح عرصه عمومی و بدون برنامه ریزی انسانی و اخلاقی و بدون مهار رها نکنید که به مرد و زن صدمه می خورد و در درجه اول به زن صدمه می خورد اگر این را گفت از آن طرف تاکیدهای بسیار می کند روی مسئله اینکه راه ارضا جنسی و تامین حقوق جنسی مرد و زن در داخل خانواده صد درصد باید باز و تامین باشد . چقدر روایات و توصیه ها هست راجع به اینکه زن و مرد در داخل خانه حتی همین چیزهایی که در داخل جامعه مکروه می شود یا تحریم می شود مثلا می گوید در جامعه زن طوری حرف نزد که صدایش یا طرز حرف زدن و طرز نگاه کردن و طرز راه رفتن او برای مردان تحریک کننده باشد و درست عکس این در داخل خانواده توصیه می شود . یعنی توصییه اکید می شود که زن در داخل خانواده توصیه به مسئله ایجاد جاذبه های جنسی و مباحث اینطوری می شود . داخل خانواده جایی است که مرد و زن از جهات مختلف ، هم از نظر روحی عاطفی همدیگر را ارضا کنند چون جدا از مسئله جنسیت و شهوت مرد و زن به هم احتیاج دارند ( زن و شوهر ) جدا از مسئله شهوت ولی در عین حال مسئله شهوت و غریزه جنسی و نیاز جنسی هم یک امر کاملا طبیعی و واقعی و جدی است در حدی که بعضی از روانشناس ها در غرب گفته اند و می گویند که قویترین غریزه در انسان غریزه جنسی است و حتی همه چیز را بر اساس جنسیت آمده اند تعریف کرده اند . حتی می گویند کلیه رفتارهای ( حالا دیگر افراط می کنند )

اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و حتی جنگ و صلح هم در ناخداگاه آدم ها زمینه و غریزه و منشع جنسی دارد . غریزه جنسی یک واقعیت قوی است که خداوند در بشر گذاشته برای ادامه حیات بشر و یک حقی است . این قضیه را ما نباید دست کم بگیریم . مسئله حق جنسی و تکلیف جنسی که زن و شوهر در برابر همدیگر دارند این معنیش این نیست که شان پایین آمده است معنی آن این است که زن از تمام قیود و تکالیف اقتصادی و از خطر بیگاری و استثمار اسلام او را نجات داده است یعنی راه را بر استثمار اقتصادی زن بسته است اما در عین حال مسئله حقوق جنسی که نباید در این مسئله انکار شود .

( حالا فرصت نیست که من اینجا رابطه مسئله تجرد و عزوبت با مسئله معنویت عرض کنم که پیامبر اکرم (ص) و اسلام آمد گفت هیچ ملازمه ای بین تجرد و عزوبت با رشد معنوی و تکامل اخلاقی وجود ندارد بلکه فرمود اگر کسی ازدواج کند و این نیاز جنسی خودش را از راه انسانی و درست تامین کند او نیمی از دینش را احراز و حفظ کرده است . نه تنها معنویت منافاتی با التذاذ جنسی ندارد بلکه با هم گره خورده اند و مربوط هستند و آن کمک می کند . این تعبیری که از ایشان نقل شده است که فرمود من از دنیای شما فقط سه چیز را دوست دارم ، نماز و زن و عطر یعنی پیامبر زن را در کنار نماز مطرح می کند برای اینکه بگوید حتی در عین حال که مسئله التذاذ زن و مرد از همدیگر و نیاز جنسی آنها به همدیگر مطرح است و واقعیت دارد در عین حال همین نیاز و التذاذ جنسی یک امر مقدس است و یک امر حیوانی نیست بلکه یک امر مقدس است . اصلا در بعضی از روایات آمده در این مسئله مباحث مربوط به التذاذ جنسی که واقعا آدم در صحبت های عمومی آن روایات را نمی تواند بخواند . یعنی هر کسی خودش باید تنهایی برود آن روایات را ببیند فقط و در مجامع عمومی آن روایات را نمی شود خواند . یک تعابیر عجیب غریب راجع به همین مسائلی که در ذهن بعضی ها هست که اینها تابو است . بله در حریم عمومی نباید مطرح شود برای اینکه مسئله حیا و عفت است ولی روایاتی وجود دارد و حتی بعضی از اینها را خود پیامبر (ص) به عنوان پیامبر و مربی جامعه در ملاء در نماز جماعت ، در نماز جمعه مطرح می کردند و اصلا مسئله ازدواج خیلی آسان و طبیعی بوده است . یک امر خیلی طبیعی که مثلا دختر خانمی می آمده سر نماز جماعت و به پیامبر (ص) می گفته که من می خواهم ازدواج کنم شما بگویید با چه کسی ازدواج کنم ، من نمی دانم با چه کسی ازدواج کنم یا کسی را سراغ ندارم . خیلی طبیعی می گفته من شوهر می خواهم . پیامبر (ص) سر نماز بلند می شود ( ببینید جه فرهنگی را پیامبر (ص) ساخته اینقدر مسئله عادی و انسانی بوده است ) پیامبر (ص) نمازش را که می خواند بعد از نماز بلند می شود و صحبتش را می کند بعد می فرماید که خانم فلانی مثلا ایشان آمادگی برای ازدواج دارد کسی اگر هست مناسب دارد و می خواهد ازدواج کند بعد از نماز بیاید . یعنی اینقدر عادی بوده است . الان اگر کسی این کار را انجام دهد به او می خندند و مسخره می کنند . آنجا در روایت نقل شده است که دو یا سه نفر بعد از نماز آمدند گفتند ما می خواهیم ازدواج کنیم و حاضریم می خواهیم با ایشان ازدواج کنیم بعد پیامبر (ص) فرمودند از هرکدام پرسیدند چه داری و بعد به آن خانم گفتند شما با کدامشان می خواهی ازدواج کنی ؟ مسئله اینقدر عادی بوده است و اینقدر راحت با آن برخورد می شده است و در همانجا مقدمه و توافق و... ازدواج انجام می شود بعد پیامبر به آن مرد می گویند تو چه داری ؟ می گوید من هیچی ندارم . به آن خانم می گوید ایشان هیچی ندارد به عنوان مهریه و... بدهد تو قبول داری ؟ می گوید بله . بعد پیامبر (ص) می گویند بدون مهریه نمی شود باید اگر چیزی نداری یک چیزی به ایشان یاد بدهی ( یک فنی ، تخصصی چیزی ، یک مفاهیم معرفتی چیزی ) بعد گفتند سوره قرآن بلدی ؟ گفت بله . گفت مهریه اش این باشد که همین چند تا سوره قرآن را به خانمت یاد بدهی . قشنگ دست هم را گرفتند و ازدواج انجام شد و رفتند .

توصیه هایی که ( خودتان یک وقت بروید و این را ببینید ) پیامبر (ص) به فاطمه زهرا (س) و به علی (ع) شب ازدواج کردند که کدام پدر زنی اینطور توصیه ها را به دختر و دامادش برای شب ازدواج و مسائل مختلف می کند !؟ مسائل نیازهای طبیعی را اینقدر انسانی دیدن و با مسئله معنویت و... گره زدن و اینها را در تضاهم با همدیگر ندیدن و خیلی طبیعی و راحت ولی در عین حال با رعایت اخلاق و حیا ، این فرهنگ در ما نیست . ما الان طوری شده است که ازدواج به اندازه مرگ ، عروسی ها به اندازه تشحیح جنازه مشکل و غم درست کن و منشع دعوا ، اختلاف همینطور که همه چیزمان اینطوری شده است : روابط اجتماعی ، مهمان مثلا : در این برنامه های طنز من گاهی می بینم راجع به مهمان و... می گذارند صاحب خانه یکی از آرزوهایش این است که مهمان نیاید یا اگر آمد در را باز نکنیم تا نفهمد ما در خانه هستیم ! ولی مهمانی که برقرار می کند درست ضد فرهنگ اسلام که میگوید مهمانی و رفت و آمد باید فرهنگ همه شما باشد و رایج باشد در عین حال مهمانی ها و جلسات را باید خیلی ساده و آسان و ارزان با آن برخورد کنید . خیلی از چیزهای ما و این را من فقط بگویم بسیاری از روابط اجتماعی ما عکس آن چیزی است که باید باشد و در فرهنگ اسلامی است .

اما نگاه ابزاری به زن در فرهنگ غرب ، آن فرهنگی است که شما در سطح دنیا ببینید امروز که مخصوص غرب نیست در همه جای دنیا اینطوری است که مسئله نیاز جنسی تبدیل شده است به بیماری های جنسی و به روابط بیمارگونه و روانی و زن به نام آزادی و به نام کرامت و... عملا تبدیلش کرده اند به یک تن فروش یعنی فحشا را هم تئوریزه می کنند و هم آن را قانونی می کنند . تجارت بدن زن ، تجارت انسان (هم زن و هم بچه ) زنی که در فرهنگ اسلامی مظهر جمال خداست ، امانت خداست اینجا تبدیل به یک شئ می شود که مثل یک کالا به آن نگاه کنی . الان در بعضی از کشورها هست که اینها را می برند پشت ویترین مثل اینکه در بازارها مثلا کالا پشت شیشه و ویترین می گذارند قیمتش هم رویش نوشته الان هست در همین کشورهای متمدن طرفدار حقوق زن که خانم ها را پشت ویترین شیشیه ها می نشانند و رویشان هم شماره و قیمت می زنند اسمش هم گذاشته اند برداری ور افتاده است اینها چیست پس ؟ اینها مگر برده های جنسی نیستند ؟ در یکی از این کشورها خودم در سالن فرودگاه دیدم کنار دیوار ده ، بیست تا دختر جوان ایستاده اند همه آنها هم فشار روانی رویشان بود و در حالت نورمال نبودند . دیدم اینها دست هایشان را به یک نخی ، ریسمان خیلی نازکی ، پارچه ای به هم بسته بودند . من تعجب کردم که چست !؟ رفتم جلو که ببینم چیست دیدم یک یارو از اینها که صورت هایشان خط افتاده است و... آمد جلو که چی ، چه کار داری ؟! گفتم هیچی می خواهم بدانم چرا اینها دست هایشان را بسته اند به همدیگر و... بعد گفت که مثلا برو کنار باد یعنی به تو مربوط نیست . بعد از یکی از دوستان پرسیدم قضیه چیست ؟ گفت این خانم ها را اینجا مثلا از خاوردور ، عرب ، ترک ، آمریکای لاتین ، مکزیک از همه جای دنیا بودند . گفت این خانم ها را اینجا معامله می کنند الان . در خود سالن ایستگاه ، گفت این یارو بپای آنهاست . اینها را قشنگ پول می دهند معامله می کنند . از اینهاهم استفاده های برای قاچاق استفاده می کنند و هم کار ارزان و مجانی می کنند و هم استفاده های جنسی می کنند ( خیلی راحت و عادی ). تازه اینها مرئی هستند برده داری های نامرئی را ببینید در دنیا چه خبر است . سابقا یکی یکی برده می گرفتند الان ملت ، ملت برده می گیرند . اینها را هم ببینیم .

الان وضعیت چه شده است ؟ زن تبدیل شده است به یک شئ برای اینکه معامله شود . استثمار بدن و تجارت او و کلفت جنسی ارزان و مجانی گاهی که هدف هم سرگرم کردن مردان هرزه است . من جایی عرض کردم اگر حجاب برداشته شود و جامعه ای که در آن نیست به نفع زن نیست به نفع مردان هرزه است یعنی بزرگترین خدمت به مردان هرزه این است که زنان یک جامعه را برهنه کنند و بزرگترین خیانت به زن است ( در این قضیه ) که زن برای بقای خودش مجبور شود در کلوب هرزه های پولدار تن دهدو آنوقت زن به عنوان یک موجود انسان و خلیفه الله دیگر مطرح نیست . زن خروار خروار عرضه می شود و مشتری می آید نوعش را سفارش می دهد و انتخاب می کند و تفریح با زن بعنوان پر کردن اوقات فراغت مرادنی که پول دارند .

اصطلاحاتی اینجا هست که واقعا گفتنش خیلی زشت است . اینها اصطلاح رایج بین آمریکایی هاست . تعابیری که از زن دارند که من از کتابی استخراج کرده ام که حیاء می کنم کلمات را بگویم . آمریکایی ها هر جای دنیا که رفتند مثلا فیلیپین را گرفته بودند یک ملیون فاحشه در فیلیپین در عرض چند دهه ای که اینها بودند درست شد تایلند ، ویتنام هرجا رفتند . اولین کارشان این است که حرمت زن را می شکنند و اینکه رضایت زن به شئ شدن شرط اصلی ستم اجتماعی و اخلاقی است .

زن در کنار آبجو فروخته می شود . این وضعیتی که تحت عنوان آزادی زن و... مطرح شد بیشتر از اینکه به زن خدمت کند یکی به این صاحبان صنایع پرنوگرافی و... خدمت کرد و حسابی پولدارشان کرد و یکی به اینهایی که داروهای شیمیایی برای سقط جنین یا حتی داروهای شیمیایی برای تغییر جنسیت و مسائل از این قبیل تولید می کنند .

من خلاصه عرضم این است که ما بررسی کنیم ببینیم خیلی از این کلمات خوش طنین چقدر معانی کثیف و ضد زن دارند و بعضی از تعابیری که متعصفانه از آنها دراد تفسیر ضد زن صورت می گیرد چقدر آنها ضامن کرامت و شرافت زن هستند . در عین حال معنی این حرف ها این نیست که مثلا در غرب و کشورهای دیگر به زن دارد ظلم می شود و در کشور ما و کشورهای اسلامی زن به تمام حقوق و امنیت و جایگاه انسانی خودش رسیده است . نه نرسیده است . حتی در ایران که بنظر می رسد واقعا جلوترین کشور در بسیاری از کشورهای دنیا باشد ( در خاورمیانه و کشورهای اسلامی که قطعا اینطور است ) در بسیاری از کشورهای دنیا پیشرفت زنان در صحنه علم ، اقتصاد و بسیاری از چیزها در ایران بعد از انقلاب واقعا بی نظیر بوده است یعنی زن حجابش را حفظ کند الان شصت و چهار ، پنج درصد کل دانشگاه های ما خانم ها هستند . یعنی دانشگاه ها تقریبا زنانه شده ، دارد زنانه می شود . بعضی از کلاس های دانشگاه حتی رشته های مردانه ، من دانشگاه شیراز بودم استاد کشاورزی و استاد رشته جوشکاری می گفت نوزده تا دختر دانشجوی زن دارم ( در کلاس جوشکاری ) یک پسر که بعد این دانشجوی پسر که می خواهد به کلاس برود خجلالت می کشد و پشت در می ایستد تا من بیایم بعد پشت من قایم می شود و به کلاس می آید و بعد می گفت که این خانم ها در این رشته که فارق التحصیل شدند بعد مثلا باید برود در بیابان های جیروفت و... شروع کند لوله ها را جوش دهد مثلا یا برود ته معدن ها و... باید یک محاسبه ای شود که خود اینها چقدر به نفع زن است . الان ما همینطور طوطی وار یک چیزی یاد گرفته ایم . مثلا زن را بفرستیم در ته معدن های کرمان اینها مثلا چقدر به نفع زن است . اینها را هم باید بررسی کنیم . ولی پیشرفت زن الحمد الله در کشور زیاد بوده ولی واقعیت این است که وضع موجود زنان در کشور ما با آنچه که اسلام و فقه اسلام و معارف اسلام خواسته است هنوز خیلی فاصله دارد . خیلی متشکر